صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

نقد فیلم بادکنک سفید

کارگردان: جعفر پناهی

امیر پوریا

1373/05/27

يكي از فيلمنامه هاي بسيار شخصي و خاص كيارستمي توسط كارگردان بادكنك سفيد - جعفر پناهي - به اثري كامل،‌ سرشار از جزييات و ظرايف فراوان، و بغايت تاثيرگذار و شاعرانه و در عين حال،‌ ساده و ملموس بدل شده كه نمونه و نظير اين سبك پرداخت را جز در ميان ساخته هاي كيارستمي، در تاريخ سينماي ايران نديده و نشناخته

۵ - بادکنک سفيد

يكي از فيلمنامه هاي بسيار شخصي و خاص كيارستمي توسط كارگردان بادكنك سفيد - جعفر پناهي - به اثري كامل،‌ سرشار از جزييات و ظرايف فراوان، و بغايت تاثيرگذار و شاعرانه و در عين حال،‌ ساده و ملموس بدل شده كه نمونه و نظير اين سبك پرداخت را جز در ميان ساخته هاي كيارستمي، در تاريخ سينماي ايران نديده و نشناخته ايم. دكوپاژ فوق العاده و تدوين دقيق فيلم كاملا در جهت پرهيز از رسوم متداول تقطيع سينماي متعارف و داستانگو نظم يافته و به كار بكر و نويني در سينماي ايران منجر مي شود كه همان انطياق زمان سينمايي بر زمان واقعي است: تمام فيلم در طول تلاش نود دقيقه اي راضيه (آيدا محمدخاني) مي گذرد و به همين دليل، ديتم تدوين آن نقشي حساس و دور از تدوين مبتني بر ارائه اطلاعات سينماي روايتگر دارد. اجزاء ريز و ظاهرا كم اهميت كمپوزيسيونها و ميزانسنهاي فيلم، به طرز عجيبي با سبك واقعگرايانه آن مو به مو هماهنگ شده اند و در نمايش « زندگي» - دقيقا همانگونه كه هست - لحظه اي احساس تصنع و ساختگي بودن سينماي متعارف و پر از اغراق را به تماشاگر نمي دهند. بازي خيره كننده آيدا محمدخاني به گونه اي است كه گويي همه اهداف ساختاري فيلم را در درونگرايي و نهفته بودن احساسات شخصيتها مدنظر داشته است و مثلا هيچ گاه پس از حلقه زدن اشك در چشمانش،‌صداي گريه اش بلند نمي شود تا احساسات تماشاگر را تحريك كند ... در انتها سه دقيقه پاياني فيلم - كه در فيلمنامه اوليه نبوده و خود پناهي پس از پايان فيلمبرداري و هنگام تدوين به اين فكر افتاده و آن را گرفته - نيز چنان در با ايجاز و بدون شعار و صراحت،‌جلوه ساده اما بارزي از شرايط اجتماعي ارائه مي دهد كه دستياران قبلي كيارستمي،‌ با فيلمهاي دو ساعته و سريالهاي ده دوازده قسمت طولاني حتي به نيمي از اين جلوه هم دست نيافتند.
اينكه كيارستمي فيلمنامه اي در اين حد بنويسد، عجيب و دور از انتظار نيست؛ ولي اينكه پناهي در نخستين فيلم بلند خود چنين جسارتي در پرهيز از هر نوع گرايش به سينماي متعارف و قصه گو و ناواقع گرا به خرج دهد،‌ حيرت انگيز و بيش از آن،‌تحسين برانگيز است. صادفانه اعتراف مي كنم كه مدتها بود در پايان يك فيلم ايراني، چنين احساساتي و هيجان زده نشده بودم. و جالب اينجاست كه دليل اين امر، پرهيز آگاهانه و هوشمندانه فيلمساز از احساساتي و هيجان زده كردن تماشاگرش بود. آنچه در اين يادداشت آمد، تنها بازتاب ناچيزي از اين هيجان و غافلگيري آني و ناگهاني بود. درباره جزئيات بادكنك سفيد بيش از اينها مي توان - و بايد - بحث كرد.

فیلم ببینید، نقد بنویسید و به اشتراک بگذارید.