صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها XD سینما تاتر کمدی بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

هاتف علیمردانی در دفتر سینماتیکت: آرمانهای گمشده نسل دهه 70 دغدغه من است/ فیلمنامه "مردن..." بارها تغییر کرد

هاتف علیمردانی روز گذشته 26 مرداد ماه در دفتر سایت سینماتیکت حضور پیدا کرد و به بهانه اکران فیلم "مردن به وقت شهریور" با او به گفتگو پرداختیم که در ادامه مشروح این مصاحبه را می خوانید.

هاتف علیمردانی
  در ابتدا درباره نحوه ورودتان به سینما و تغییر رویکردی از سینمای کودک به سینمای اجتماعی داشتید توضیح بدهید و اینکه آیا ساخت آن دو فیلم متعلق به سینمای کودک هم دغدغه شما بوده است؟

من قبل از ورود به سینما بیش از 70 کلیپ و موزیک ویدیو ساخته بودم ولی دوست داشتم در نهایت وارد سینما شوم. اگر قصه ساخت فیلم های کودک من را بدانید حق می دهید که ما این فیلمها را بسازیم. من حدود هفت سالی بود پس از ساختن چندین کلیپ دوست داشتم فیلم خودم را بسازم ولی امکانش فراهم نمی شد. در آن زمان کار تکنیکال در سینمای ایران خیلی مرسوم نبود و من پناه آوردم به رشته ای در سینما که خودم را ثابت کنم و در یک زمان دو ساله یک فیلم رئال انیمیشن (راز دشت تاران) ساختم که هم در جشنواره فجر و هم در جشنواره کودک خوب دیده شد. من با آن فیلم به سینمای ایران وارد شدم ولی اگر بخواهم صادقانه بگویم با اینکه این فیلم را دوست دارم اما فیلم دلخواه من نبود و صرفا پلی بود برای ورود من به سینمای دلخواهم یعنی سینمای دغدغه مند و اجتماعی.
من قبل از فیلم "بخاطر پونه" فیلمنامه هایی داشتم که می توانستند خیلی بهتر از آن فیلم دیده شوند ولی تهیه کننده ها به من اعتماد نکردند و سه فیلم من در مرحله پیش تولید متوقف شدند. مثلا برای فیلمنامه ای تحت عنوان "خداحافظ تهران" حتی من با چند بازیگر مشهور قرارداد بستم که در لحظات آخر بودجه نرسید و تولید فیلم متوقف شد.
خیلی از شرایط موجود برای فیلمسازی مستقل دلخور شده بودم اما تصمیم داشتم فیلم بسازم و به این نتیجه رسیدم ضعف های فیلم "راز دشت تاران" را جبران کنم.  قصد داشتم در فیلم  جدید از بازیگران چهره در سینمای کودک استفاده کنم و فیلم "یک فراری از بگبو" را بسازم. فیلم "یک فراری از بگبو" جزو 15 فیلم خاطره انگیز سینمای کودک انتخاب شد و جالب است بدانید بیشترین سود من در این سالها از این فیلم بوده است.من به نوعی با فروش این فیلم بودجه های لازم برای ساخت فیلم های بعدیم را فراهم می کردم.

 


 

از مشکلات و موانع اکران "مردن به وقت شهریور" در این دو سال بگویید و چرا اکران فیلم در اردیبهشت ماه لغو شد؟

مشکلات زیادی در راه اکران این فیلم پیش آمد که من واقعا در جریان خیلی از آنها نیستم. ولی صحبت اعضای شورای صنفی نمایش مبنی بر اینکه ما نتوانسته بودیم سینما در اختیار بگیریم درست نبود و پخش کننده بیشتر در جریان مشکلات آن دوره فیلم است. اکران ما واقعا شرایط جالبی دارد و در حالی که فیلم ما تازه راه افتاده است باید 4 شهریور اکران آن تمام شود ، اکرانی که با توقیف فیلم عظیم "رستاخیز" آغاز شد و با اکران فیلم عظیم "محمد (ص)" به پایان می رسد. با همه این اتفاقات مردم ما نشان دادند با نظر آنهاست که شان و شخصیت فیلم بالا می رود و همینکه من میبینیم حتی روزهای اول هفته سالن های ما پر است حس خوبی دارم. ما در ده روز اول حدود 50 میلیون فروش داشتیم ولی از هفته دوم وضعیت فروش ما بسیار بهتر شد و این در شرایطی است که ما 1/5 برخی فیلمهای روی پرده سالن داریم.من از شورای صنفی خواهش میکنم به ما کمک کنند و اگر قرار است سرگروه از ما گرفته شود سینماهای دیگری را در اختیار ما قرار دهند چون واقعا این فیلم حیف می شود. ما الان فروشمان در سینما آزادی که سینمای سرگروه ما است خیلی خوب شده و ناجوانمردانه است که انقدر زود سرگروه را از ما بگیرند.

چرا در اکثر فیلمهایت از میانه راه تهیه کننده به فیلم اضافه می شود؟ این ماجرا در سه فیلم اخیرت به یک دلیل اتفاق افتاد؟

من راهی را طی می کنم که اکثر سینماگران مستقل در سینما طی کرده اند و در این راه از کمک دوستان و آشنایانی که دارم استفاده میکنم. البته داستان "کوچه بینام" تفاوت دارد و آقای قوچانی از ابتدای نگارش فیلمنامه در گروه ما بود ولی فراز و نشیب های زیادی وجود داشت که خود ایشان در زمان اکران توضیح خواهند داد. در زمان "بخاطر پونه" آقایان گردان و باباییان به طور مشترک تهیه کننده فیلم بودند که من هر دو را قبول دارم و از آنها  کمک گرفتم تا فیلم هایم را بسازم. من بودجه دولتی نمیگیرم ولی تعدادی دوست خوب، شناخته شده و کاربلد در سینما دارم که از مشورتشان استفاده می کنم.

آیا "مردن به وقت شهریور" را قلبا دوست دارید و به نظر خودتان فیلمی شده که اتظار داشتید؟

ببینید من الان در مراحل پیش تولید ششمین فیلمم هستم، طبیعتا سینماگر مستقل همیشه دنبال تجربه گرایی است و قطعا راجع به همه فیلمهای من می توان بحث کرد. من در هر فیلمم هرچه که بلد هستم خرج میکنم تا فیلم خوبی بسازم. شرایط در تولید فیلمهای مستقل متفاوت است و من بعد از ساخت 5 فیلم عوامل بهتر، بودجه بهتر و دوستان بهتری دارم. "مردن به وقت شهریور" تجربه های بهتری در زمینه سینما به من داد و تنها چیزی که میتوانم بگویم فیلمی شریف و صادقانه است که با بودجه بسیار کمی در حدود 400 میلیون تومان ساخته شده است. بودجه این فیلم به اندازه دستمزد یک بازیگر چهره سینما است ولی ما فیلم را با عواملی جوان و گمنام در مدتی کم ساختیم. شما ببینید صبا گرگین پور برای این فیلم کاندید سیمرغ شد ، ملیسا ذاکری و نوید لایقی مقدم هم در چند فیلم ایفای نقش کردند درحالیکه این فیلم اکران نشده بود و مطمئنم از این به بعد هم برای بازیگران جوان فیلم اتفاقات بهتری خواهد افتاد.الان هم میبینم نظرات اکثرا درباره فیلم مثبت است و خوشحالم نظرات درباره فیلم من به نسبت برخی فیلمهای چند میلیاردی مثبت تر است.
دغدغه من نشان دادن مشکلات این نسل بی آرمان دهه هفتاد است که می توانم بگویم تا حدودی خودشان را گم کرده اند. البته فیلمنامه این فیلم به دلیل مشکلات نظارتی و ممیزی بارها تغییر کرد وگرنه خیلی بهتر از این می بود. من با چندین جوان برای ساخت این فیلم صحبت کردم ولی متاسفانه خیلی از دردهای آنان قابل ساختن نیست. به نظر من کار فیلمساز این است که بدون روشن نمایی و سیاه نمایی اصل واقعیت را منعکس کند ولی در مجموع آنچه برای "مردن به وقت شهریور" مشکل ساز است فاصله بسیار زیاد این فیلم با واقعیت امروزی جامعه ماست که بخشی از علت وقوع این اتفاق واقعا از دست من خارج بود. در ابتدا شرایط بر این قرار بود که فیلم راجع به معضلات دوران کنکور باشد اما انقدر مشکلات این جامعه و این نسل زیاد بود که من بارها مجبور به تغییر فیلمنامه شدم و فهمیدم اصلا جوانان امروزی به کنکور فکر نمی کنند. جالب است بگویم در ابتدا فیلمنامه را براساس ذهنیت دوران جونی خودم ساختم اما بعدها متوجه شدم این قصه اصلا امروزی نیست.

شما اشاره کردید که بودجه فیلم بسیار محدود بوده است، پس چگونه با هنرمندانی چون حمید فرخ نژاد و هانیه توسلی کار کردید؟

اینها دوستان بسیار خوب من هستند. اگر قرار بود حمید فرخ نژاد و هانیه توسلی دستمزد واقعیشان را دریافت کنند اصلا این فیلم ساخته نمی شود. به هرحال ما فیلمسازهای مستقل گاها از سوی دوستان همنوع خودمان حمایت هم می شویم و من بسیار از این دو عزیز تشکر می کنم که با رقم کمی به فیلم پیوستند.

 




صحبت های زیادی همیشه درباره پایان بندی فیلم های شما مخصوصا سه فیلم آخر وجود داشته است
، در این باره کمی توضیح بدهید.

ببینید من دوست دارم پایان فیلمم شاعرانه باشد اما با پایان الا کلنگی موافق نیستم. من دوست دارم شاعرانگی ای که در سینمای اجتماعی  وجود دارد حفظ کنم. مثلا در "بخاطر پونه" اگر دقت کنید اعلام می شود مقصد هواپیما آلمان است و ما در یک لحظه کوتاه هانیه توسلی را می بینیم و در "مردن به وقت شهریور" هم یک پایان بسیار اکشن داریم که نوع دکوپاژش دقیقا الگوبرداری شده از هالیوود است.

در مورد پوستر فیلم "مردن به وقت شهریور" چه نظری دارید؟ ایا با استفاده از سوپراستارها در پوستر فیلم برای فروش بیشتر موافق هستید؟

این هم یکی از گلایه های من از مسائل تبلیغاتی فیلم است، من هیچ نقشی در طراحی پوستر نداشتم و اصلا با استفاده ابزاری از سوپراستارها برای فروش موافق نیستم.آقای داریوش باباییان انسان کاربلدی است ولی از نظر هنری با من تفاوت سلیقه دارد و من بخاطر احترامی که برایش دارم رای به نظر ایشان می دهم.

 

درباره نام شاعرانه فیلم هم کمی توضیح بدهید.

نام فیلم انتخاب من از یکی از اشعار سید علی صالحی است. من خودم قبل از فیلمسازی در دهه 70 مجموعه شعر منتشر می کردم و به آقای صالحی ارادت قلبی دارم و این را به خودش هم گفتم که این انتخاب نام برای فیلم من به نوعی ابراز ارادت من به ایشان هم بوده است."عاشق شدن در دی ماه مردن به وقت شهریور است" قسمتی از یکی از اشعار زیبای سید علی صالحی است.

اگر نظری درباره سایت سینماتیکت هم دارید به ما بگویید.

من سایت سینماتیکت را نمیشناختم ولی باورتان نمی شود از وقتی با این سایت آشنا شدم هروقت دسترسی به اینترنت داشته باشم به سایت سر میزنم و آمار فروش و سینماهایمان را چک می کنم و به نظرم یکی از مهم ترین سایت های امروز ایران است.

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها