صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها XD سینما تاتر کمدی بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

علیرضا امینی:«دلتا ایکس» یک فیلم کاملا تجربی بود؛ جشنواره ها و تهیه کننده ها دیگر برایم اهمیتی ندارند/ مصاحبه سینماتیکت با علیرضا امینی و بیتا بیگی

علیرضا امینی (کارگردان) و بیتا بیگی (بازیگر) فیلم سینمایی «دلتا ایکس» هفته گذشته در سینماتیکت حاضر شدند و به سوالات ما پاسخ دادند. مشروح گفتگوی سینماتیکت با کارگردان و بازیگر فیلم «دلتا ایکس» را در ادامه بخوانید.

آقای امینی به نظر خودتان چرا فیلمهای اخیرتان به مشکل برخورد کرده و این حجم وسیع حساسیت روی فیلمهای شما ناشی از چیست؟ علیرضا امینی فیلمساز بدشانسی است یا پر حاشیه و مغضوب؟

به نظرم همه این مواردی که ذکر کردید برای من صدق می کند. البته لازم است بگویم که فیلمهای اولم هم با مشکلاتی مواجه شد و به شکل یک در میان فیلمهای من اکران نمی شدند تا جاییکه این اواخر دیگه همه فیلمها به مشکل خورده است. در شورای پروانه ساخت  این اجازه را به ما می دهند که در پروسه تولید، فیلمنامه را تغییر بدهیم پس این ذهنیت که ما یک فیلمنامه را به ارشاد می دهیم و بعد چیز دیگری را می سازیم درست نیست اما اگر بخواهند اذیت کنند می کنند. مخصوصا وقتی یک فیلمت را نپسندند قطعا از دفعات بعدی با حساسیت بیشتری کارتان را دنبال می کنند.


 

پس از ساخت چند فیلم تجربی سه فیلم اجتماعی و درون شهری ساختید، چه طور شد پس از آن سه گانه اجتماعی بار دیگر به ساخت فیلم تجربی روی آوردید؟ آیا ایرادهایی که مبنی بر تلخی بیش از حد آن سه فیلم و بعضا برچسب سیاه نمایی که روی آنها می زدند  تاثیر گذار بود؟

من کارم را با فیلمهای تجربی آغاز کردم که آن قسمت از کارنامه کاری ام  شامل فیلمهای اول من همچون "نامه های باد"، "کنار رودخانه"، "دانه های ریز برف" و... می شود و فیلم "استشهادی برای خدا" بین سینمای اجتماعی و تجربی من قرار میگیرد یعنی نه کاملا تجربی و نه کاملا اجتماعی است. در سه فیلم قبلی من سینمای اجتماعی را انتخاب کردم و وقتی که وارد اجتماع می شوم ناخودآگاه فیلمها تلخ می شود اما کسی که به فیلمهای ما انگ سیاه نمایی بزند صحبتی از روی سینمانشناسی کرده است.

من سه گانه اجتماعی خودم را ساختم و بعد از آنها فکر کردم اگر قرار است من سینمای اجتماعی را ادامه دهم باید در ساختار به من چیزهایی اضافه شود و من راهش را بازگشت به سینمای تجربی دانستم. در سینمای جهان هم این اتفاق میافتد که نمونه بارز آن سینمای ایناریتو است که یک سری تجربه در سینما کرد و هنوز هم آن راه را ادامه می دهد و مثلا در فیلم آخرش یک پلان سکانس ساخته است. این تجربیات باید به سینمای بدنه آورده شود و من هم باید این تجربه ها را می کردم چرا که الان سینمای ما سینمایی شکست خورده است و در واقع ما سینما نداریم، شاید نهایتا چند فیلم خوب داشته باشیم. من با آن سه فیلم در جشنواره ها هم حضور پیدا کردم اما برای من این جشنواره ها و اکران دو هفته ای حاصل زیادی ندارد چرا که من دنبال تجربه کردن هستم و در فیلم های اجتماعی بعدی این تجارب را استفاده خواهم کرد.

 

اینکه برخی مسئولین می گویند مردم امروزه فیلم تلخ دوست ندارند و به فیلم کمدی احتیاج دارند درست است؟

فیلم اجتماعی طبیعتا به سمت تلخی می رود و تلخی ضربات محکم تری به مخاطب میزند. شما در هنگام تماشای یک فیلم کمدی به صورت سطحی می خندید ولی تلخی ضربه محکمی به مخاطب می زند و در ذهن می ماند مثل حوادثی که برای هادی نوروزی و مرتض پاشایی پیش آمد و علاوه بر اینکه اکثر مردم ناراحت شدند در اذهان نیز باقی ماندند. فیلم اجتماعی قرار است ضربه و تلنگر بزند و به نظرم دروغ است بگوییم که مردم طنز را بیشتر دوست دارند. اینکه بگوییم تمام سینما به سمت کمدی برود و همه فیلمسازان فیلم شاد بسازند اصلا درست نیست. کارگردان که نباید سلیقه اش را با مردم تنظیم کند این مردم هستند که فیلم دلخواهشان را انتخاب می کنند.

 

درباره اینکه فیلمهای آخرتان به جشنواره فجر راه پیدا نکرده است چه نظری دارید؟

بهتر است وارد این مسائل نشوم ولی مثلا در جشنواره سی و دوم گفتند "بلوک 9 خروجی 2" به شدت تلخ است و نباید در جشنواره باشد و من گفتم عیبی ندارد حداقل پروانه نمایش فیلم مارا صادر کنید ولی دو سال و نیم است که این اتفاق نیافتاده است. اگر یادتان باشد آن سال فقط سه فیلم از جشنواره کنار گذاشته شد، درحالیکه 63 فیلم وارد جشنواره شده بود. اولا جشنواره فجر متعلق به فیلمسازان و سینماگران است نه مدیران و اگر ما فیلم نسازیم جشنواره ای وجود ندارد. به قول یکی از دوستان چند سال بعد من همان فیلمساز هستم ولی مدیران، مدیران سابق می شوند. در هر حال این موارد مانع فیلمسازی من نمی شوند و برای من فیلمسازی مهم است نه جشنواره.

 

درباره فیلم آخرتان "دلتا ایکس" صحبت کنیم.چرا در این فیلم از تهیه کننده حرفه ای استفاده نکردید؟

ببینید من نمیدانستم تلفیق سینمای اجتماعی و انتزاعی چه از آب درمیاید و هیچ پیش بینی از حاصل کار نداشتم. ضمن اینکه با تهیه کننده هم نمیشد راجع به این موضوع صحبت کرد به دلیل اینکه قطعا متوجه هدف من نمی شدند و پشتوانه دولتی هم که نداشتیم و دلیل دیگرش هم این است که الان تهیه کننده ها می ترسند با من کار کنند. راستش دیگر تهیه کننده ها برایم مهم نیستند و من خودم جذب سرمایه می کنم. در سه فیلم قبلی تهیه کننده حرفه ای پشت فیلم بود چرا که من داشتم از تجارب سینمای قبلیم در آن فیلمها استفاده می کردم و می دانستم قرار است به چه چیزی برسم. تهیه کننده های امروز همان هایی هستند که ده سال پیش بودند و چیزی به تهیه کننده های ما به اون صورت اضافه نشده است. شاید سرمایه گذار جدید وارد سینما هم شده باشد اما باید ادامه کارش را دید و تداوم کارش مهم تر از ورود است. الان سینمای ایران نوعی بیزینس است و از مقوله هنر بودن خارج شده است.


 

در همین روزها بارها شنیده ایم که تهیه کننده ها صحبت از شکست مالی فیلمها و این بیزینس می کنند پس چطور در سینما می مانند؟

فیلمسازی قطعا برای تهیه کنننده ها سود و البته اسم و رسم دارد. اگر سود ندارد چرا در سینما هستند؟ اگر تهیه کننده هایی که از جیبشان پول خرج می کنند فاکتور بگیریم کسانی که برای فیلمشان جذب سرمایه و اسپانسر می کنند سودشان را در تولید کرده اند و فروش فیلم دیگر خیلی برایشان اهمیت ندارد.

 

گویا در زمان تولید "دلتا ایکس" فیلمنامه کامل نبوده و از روی طرح کار می کردید، درست است؟

درست است، در وهله اول  فیلمنامه نداشتیم و فقط یک طرح بود که با تمرین توانستیم به انتخاب هایمان و نقش ها برسیم. آقای صفری و یاری و همچنین خانم بیگی قبلا تجربه کار داشتند اما تعدادی از بازیگران ما هنرجویان و دانشجویان بودند و خانم پاکرو که گزینه اصلی ما نبود و ما تست گریم و تمرین هایمان را با چکامه چمن ماه گرفته بودیم ولی شب قبل از فیلمبرداری ایشان گفت نمی توانم بیایم و خانم پاکرو جایگزین ایشان شد.

 

آیا از ابتدا قصد داشتید فیلم را در گروه هنر و تجربه اکران کنید؟

بله. به شدت دوست داشتم این فیلم در هنر و تجربه اکران شود چرا که اصلا فیلم به این نیت ساخته شد و کل عوامل این فیلم از کارگردان و فیلمبردار تا بازیگر در این فیلم تجربه کردند لذا این فیلم باید به هنر و تجربه می رفت.

 

به نظر شما سینمای ایران به گروهی همچون هنر و تجربه نیاز داشت؟

من به شدت موافق حضور گروه هنر و تجربه هستم و به نظرم کسی که مخالف هنر و تجربه است از سینما سر در نمی‌آورد. در تمام دنیا هم سینمای تجربی داریم و هم بدنه و هروقت سینمای تجاری به مشکل می خورد همه به سمت سینمای تجربی و مستقل می روند و آن تجارب سینمای تجربی را به سینمای تجاری می‌آورند. صحبت ما درباره مقوله فروش نیست راجع به مقوله بن بست است.

ما در ساختار سینمای امروز نکته نو و جدیدی نمی‌بینیم و به نسبت دهه 60 و 70 قطعا شکست خوردیم.هنر و تجربه یک سال است شروع به کار کرده که طبیعتا نقاط ضعفی دارد و با حجم انبوه فیلمهای پشت خط مانده مواجه شده است و باید به مرور بهتر شود. حالا با جو بدی که برخی ها علیه هنر و تجربه راه انداختند و من نمیدانم با این تعداد سالن کم چه آسیبی به سینمای بدنه می خورد من امیدوارم سیاستگذاران این گروه نا امید نشوند و با تغییر دولت هم به کار خود ادامه دهد.

 

طبق نظراتی که برای فیلم شما در سایت ما آمده سکانس مشاجره زیر باران بین بازیگران بسیار پسندیده شده است، آن سکانس چه حال و هوایی دارد؟

یک سکانس 12 تا 15 دقیقه ای است که تمام بازیگران در آن حضور دارند و ابتدا فضا آرام است ولی  کم کم بارش باران شروع می شود و تمام گره افکنی های فیلم آنجا صورت میگیرد و بازی یکدست بازیگران هم کمک شایانی به این سکانس کرده است.

دلیل پسندیده شدنش هم همین است. چون این سکانس تنها سکانس کاملا اجتماعی من در فیلم هست و تماشاگران هم خوب درکش کرده است.

در خیلی از نظرات داشتیم که حال و هوای "دلتا ایکس" و خلاصه داستانش شبیه به فیلم "درباره الی..." است، نظرتان در این باره چیست؟

روز اول هم که می خواستم بنویسم این حرف را میزدند و می گفتند اینکه همان "درباره الی..." است. سوال من این است که چرا وقتی چند جوان یا مثلا دو خانواده به شمال می روند چرا باید شبیه "درباره الی..." باشد؟ این حرفها را در هنگام اکران فیلم "هفت دقیقه تا پاییز" هم میزدند و در جشنواره فیلم فجر همه می‌گفتند این فیلم از "درباره الی..." ایده گرفته درحالیکه این فیلم تقریبا همزمان با همان فیلم پروانه ساخت گرفت ولی ما دیرتر شروع کردیم و به جشنواره سال بعد رسیدیم. به هرحال این حرفها را هم بزنند من  نباید بخاطر نظرات دیگران فیلم بسازم.

 

شما در تلویزیون هم کار کردید ولی سریال میلیاردر نیمه تمام باقی ماند، تکلیف آن سریال چه شد؟

والا سرمایه ای به ما ندادند و ساخت فصل دوم سریال کنسل شد. کلا سینما و سریال سازی در ایران شوخی است و ما باید باور کنیم که ضعیف هستیم. من واقعا نمی دانم به چه دلیل وقتی مدیر عوض می شود نباید سرمایه ساخت فصل دوم سریال را به ما ندهند؟

 

و سوال آخر اینکه مشکلات فیلم "بلوک 9 خروجی 2" به کجا رسید؟

طبق آخرین صحبتی که با آقای شریفی نیا کردم گفتند که مشکلات رو به حل شدن است و دنبال فرصت مناسب برای اکران فیلم هستیم.

 

مصاحبه با بیتا بیگی بازیگر نقش "الناز" در فیلم "دلتا ایکس"


خانم بیگی در ابتدا و برای اینکه مخاطبان ما بیشتر با شما آشنا شوند یک بیوگرافی از خودتان ارائه دهید.

من بیتا بیگی متولد 1366 هستم و مدرک عکاسی از دانشگاه هنر و معماری دارم و کارگردانی نیز خوانده ام. دوره های بازیگری را نیز زیر نظر استاد سمندریان گذراندم. الان حدود هفت سال است که کار میکنم و شروع کارم با یک کار مناسبتی با حامد حسینی بود و بعدش سریال "سراب" را با آقای سهیلی زاده کار کردم که به نسبت کارهای دیگر آقای سهیلی زاده با کم لطفی مواجه شد و "انتهای خبایان هشتم" را با علیرضا امینی کار کردم. پس از آن چند تله فیلم که خیلی باب میلم هم نبود را کار کردم و به سمت ساخت فیلمهای کوتاه رفتم که حاصلش ساخت چند فیلم کوتاه از جمله دستمال ، آی لاو وایبر و زاویه ثابت بود.

 

پس اولین کار سینمایی شما "انتهای خیابان هشتم" بوده است ، برای این فیلم چگونه انتخاب شدید؟

سال 1386 که آقای امینی مشغول ساخت فیلم "استشهادی برای خدا" بود من به دفتر آقای امینی رفتم و ایشان را دیدم. آقای امینی فضای کار "استشهادی برای خدا" را برای من توضیح دادند و من قرار بود یکی از نقش ها را بازی کنم و قرار شد با من تماس بگیرند. ولی بعد از چند هفته من دیدم خبری نشد که تماس گرفتم  و دیدم فیلمبرداری هم آغاز شده و بازیگر دیگری انتخاب کردند و من هم به شدت بعد این اتفاق گریه کردم. سال بعدش در جشنواره آقای امینی را دیدم و ازش درباره این اتفاق سوال کردم که گفتند که ما یادمان رفت ولی قول کارهای بعدی را دادند و قرار بود فیلم "انتهای خیابان هشتم" را کلید بزنند که حضور در این فیلم را تجربه کردم.


و بازی در فیلم "دلتا ایکس" چطور؟

در "دلتا ایکس" من نقش اصلی فیلم را بازی می کنم ، در ابتدا قرار بود عوامل فیلم حرفه ای باشند که بعد تر با توجه به تجربی بودن کار قرار شد فیلم با یک سری جوان تازه کار ساخته شود وکلا فیلم به شکل تجربی ساخته شود.در ابتدا قرار بود برای نقش بیتا انتخاب شوم که چهار روز مانده به فیلمبرداری به من گفتند شما چهره معصومی دارید و برای نقش الناز مناسب تر هستید.


از حال و هوای فیلم "دلتا ایکس" و تجاربی که از بازی در این فیلم کسب کردید بگویید.

از نکات جالب این فیلم این بود که وقتی که تمرین میکردیم فیلمنامه هنوز آماده نشده بود و با سه صفحه که طرح فیلم بود تمرین می کردیم ولی باز هم همه در جریان روند قصه بودیم و هر بازیگر تکلیف شخصیتی که بازی می کرد را میدانست. کل فیلمبرداری 11 روز بود و خیلی با عجله کار می کردیم ، جالب بود برای آقای امینی برداشت دوم معنا نداشت و به جز موارد محدود آنهم به صلاحدید خودشان فقط یک برداشت داشتیم و این برای بازیگران حرفه ای فیلم هم سخت بود. گذشته از این من مطمئنم خود آقای امینی هم نمیدانست وقتی سر صحنه می رویم قرار است چه کار کنیم و موقعیت ها را همانجا در لوکیشن توضیح میدادند و به صورت بداهه دیالوگ می گفتیم.  جالب است بدانید که ما نمیدانستیم وقتی دیالوگ میگوییم جواب بازیگر روبه رویمان چیست. در نهایت باید بگویم همه بازیگران خیلی دوستانه کمک کردند تا دلتا ایکس به نتیجه برسد و واقعا برای همه این یک کار تجربی بود.


 

این برای بازیگری مثل شما که تازه وارد سینما شدید سخت نیست که در فیلم اول نقشتان سانسور شده و فیلم دوم هم به شکل محدود در هنر و تجربه اکران شده باشد؟ طبیعتا بازیگرانی در سن شما دنبال هرچه بیشتر دیده شدن هستند.

از این نظر که من همیشه انسان کم شانسی بودم، ولی خب واقعا صادقانه می گویم از روز اول کارم هیچوقت دیده شدن برایم در اولویت نبوده و دوست داشتم فقط کار با کیفیت انجام دهم. دوست دارم وقتی وارد هر کاری می شوم هرچه انرژی و توان دارم صرف کنم تا کیفیت کار خوب باشد.

شخصا دوست داشتم در ابتدا سینماگران من را بشناسند و بعد مردم عادی و هرگز انتخابم این نبود که بخواهم دیده شوم. در این هفت سال می توانستم سریال ها و تله فیلمهایی کار کنم ولی ترجیح دادم کم کار باشم و مثلا در فیلمی بازی کنم که تجربی باشد اما کیفیت بالایی داشته باشد.

خیلی از بازیگران حرفه ای هم در سالهای اخیر به سمت کارگردانی رفته اند و ظاهرا شما هم همین رویه را در پیش گرفته اید، آیا صرفا تجربه بازیگری برای کارگردانی کافی است؟

نه صرفا با تجربه بازی نمیتوان کارگردان شد و اگر هم اینکار را بکنیم قطعا کیفیت کار خوب نیست. من دغدغه اصلیم بازیگری بود و یکی از دلایل ورودم به کارگردانی این بود که بازیگری ام قوی تر شود. در کارگردانی تجربه پشت دوربین ایستادن خیلی مهم است. من از ساخت فیلم های کوتاه خیلی بیشتر از کلاسهای آموزشی یا دانشگاه یاد گرفتم چرا که تجربه کار کردن برای پیشرفت در این زمینه واقعا مهم است.

آینده بیتا بیگی را در بازیگری چگونه می‌بینید؟

متاسفانه یا خوشبختانه سینما اصلا قابل پیش بینی نیست. خیلی دوست دارم درست کار کنم ولی نمیتوانم بگویم سینما واقعا من را به چه مسیری می برد. طبیعتا همه بازیگران دوست دارند به خواسته ای که دارند برسند من در حال تلاش هستم و دوست دارم با خیلی از کارگردانان بزرگ هم کار کنم ولی نتیجه غیر قابل پیش بینی است و امیدوارم در هدفم موفق باشم.

 

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها