صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها XD سینما تاتر کمدی بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

تضاد جنگ و صلح در فیلم شیخ‌طادی/ «روزهای زندگی» فیلم جنگی نیست

پرویز شیخ‌طادی تضاد جنگ و صلح را خوب از آب در آورده است. داستان فیلم در زمان پذیرش قطعنامه 598 روایت می‌شود و مقطعی را در نظر دارد که با وجود اعلام آتش‌بس، حمله به ایران متوقف نشد.

روزهای زندگی
«روزهای زندگی» فیلمی است که بر پایه تضادآفرینی‌های متنوع و پیاپی شکل گرفته است. تضاد بین مرگ و زندگی، تضاد بین جنگ و صلح، تضاد بین نجات مجروحین از مرگ و کشتن نیروهای دشمن، تضاد بین دست پزشکی که زندگی می‌بخشد و همان دست که جان می‌ستاند، تضاد بین پزشکی که حاضر نیست یک لحظه رزمندگان مجروح هموطنش را تنها بگذارد با پزشکی که تمایلی به ماندن در جبهه ندارد و می‌خواهد جان خود را نجات دهد، تضاد بین زنی که حاضر است خود را در معرض گلوله‌های دشمن قرار دهد و مردی که می‌خواهد از جبهه بگریزد، تضاد بین فضای دلگیر و تاریک بیمارستان صحرایی و روشنایی توی چشم زننده روز در پلان آخر که صاعقه‌وار به فضای داخل پناهگاه نفوذ می‌کند، تضاد بین شوخی‌های دکتر «علوی» با فضای خفه، دلگیر و سرشار از مرگ بیمارستان و پناهگاه، تضاد بین درجه و رتبه نظامی مجروحینی که تحت درمان کادر پزشکی بیمارستان قرار می‌گیرند و ...

فیلم سینمایی «روزهای زندگی» به واسطه استفاده ساختاری از زمان و مکانی خاص – یک بیمارستان جنگی در روزهای پایانی هشت سال دفاع مقدس – علی‌الظاهر یک فیلم جنگی است اما از نظر پیامی که به سوی مخاطب گسیل می‌کند – اقتضائات حرفه پزشکی در شرایط بحرانی - اصلاً فیلمی متعلق به ژانر جنگی محسوب نمی‌گردد.

پیام نهفته در این فیلم، نگاه به دور از تبعیض پرسنل درمانی - از پزشک گرفته تا پرستار – به انسان‌هایی است که از بیماری و جراحت رنج می‌برند؛ دکتر امیرعلی علوی (حمید فرخ‌نژاد) و دستیارانش در هنگامه جنگ، بی‌آنکه ملیت (ایرانی یا عراقی بودن) مجروحین یا درجه و رتبه نظامی آن‌ها برایشان مهم باشد، به وظیفه خود عمل می‌کنند و جنگ در اینجا بهانه‌ای است برای نمایش نگاه دور از تبعیض درمانگران به بیماران‌شان، البته «پرویز شیخ‌طادی» به موضوع دفاع مقدس هم در لایه‌های دیگر فیلمش بی‌اعتنا نبوده و با به تصویر کشیدن فداکاری‌ها و از خودگذشتگی‌های رزمندگان تفسیر ویژه خود از جنگ ایران و عراق را نیز ارائه داده است.

فیلم از شخصیت‌پردازی نسبتا متفاوتی برخوردار است. کاراکتر حاج عمو (کریم اکبری‌مبارکه) که در فیلم شخصیتی رهبرگونه دارد یکی از مهم‌ترین کاراکترهای فیلم است. تماشاگران نخبه با اندکی دقت درمی‌یابند که این شخصیت نماد چه کسی است، البته کاراکتر حاج عمو با وجود اهمیت و داشتن مابه ازای بیرونی و واقعی در مسیر دراماتیک فیلم پیش نمی‌رود و در بسیاری از سکانس‌ها فراموش می‌شود!؟ پیچ و خم‌های شخصیتی دکتر علوی جذاب و در سینمای ایران بسیار کمیاب است؛ او هم زندگی می‌بخشد هم جان می‌ستاند. جمع کردن این دو ویژگی در یک شخص کار چندان آسانی نیست بالاخص آن که تماشاگر انتظار ندارد که شاهد کشته شدن یک انسان توسط پزشک باشد. جنگ بستر مناسبی برای طرح موجه و قابل قبول این تضاد است. از جمله ضعف‌های بارز فیلم می‌توان به شخصیت پرداخت نشده و غیر قابل باور دکتر امینی(کورش سلیمانی) اشاره کرد که پرخاشگری‌هایش بسیار رو، فاقد توجیه احساسی یا منطقی و در مواردی ناهمخوان با داستان است.

اسلحه به دست گرفتن کاراکترهای زن فیلم نیز تصنعی است و از میزان واقع‌گرایی فیلم می‌کاهد و در مواردی حتی به شعار تبدیل می‌شود.

«پرویز شیخ‌طادی» تضاد جنگ و صلح را خوب از آب در آورده است؛ داستان فیلم در زمان پذیرش قطعنامه 598 روایت می‌شود و مقطعی را در نظر دارد که با وجود اعلام آتش بس، حمله به ایران متوقف نشد. این موقعیت در فیلم سینمایی «روزهای زندگی» به خوبی دراماتیزه شده است. سردرگمی کاراکترها در ارتباط با شرایط نه جنگ نه صلح کاملاً باورپذیر از آب درآمده است.

نام برگزیده شده برای فیلم هر چند قدری تکراری به نظر می‌رسد اما معنای هوشمندانه‌ای دارد؛ فیلم از مرگ‌های پی‌در‌پی می‌‌گوید اما از دل این مرگ‌های مکرر، جوانه زندگی بیرون می‌زند! در نمای پایانی هم شاهدیم که چگونه نور خورشید از روزنه مخفیگاه به داخل می‌آید و تاریکی را می‌زداید.

فیلم «پرویز شیخ‌طادی» در قیاس با آثاری که پیش از این به حضور درمانگران در جبهه پرداخته‌اند (فیلم‌های «سرزمین خورشید»،«کیمیا»، «تا آخرین نفس» و «شیدا» و سریال «شب هزار و یکم») باور پذیرتر و تأثیرگذارتر است.

در فیلم سینمایی «روزهای زندگی» شأن حرفه پزشکی به دور از شعارها، مصلحت‌جویی‌ها و ملاحظه کاری‌های رایج رعایت شده است.

بر خلاف روال رایج در سینمای ایران، فیلم «روزهای زندگی» مشاور پزشکی داشته و به همین خاطر هم خطای طبی قابل ملاحظه‌ای در آن به چشم نمی‌خورد.

فیلم نورپردازی درخشانی دارد. تردیدی نیست که نورپردازی صحنه های داخل بیمارستان صحرایی و از آن مهم‌تر پناهگاه زیرزمینی کار چندان آسانی نبوده است.

تفاوت شدت نور در بیمارستان و پناهگاه سبب می‌شود تا تماشاگر بتواند این دو مکان را با وجود شباهت ساختاری از هم تفکیک کند. طراحی هدفدار صحنه‌های خارجی و داخلی در کنار جلوه‌های ویژه میدانی و دیجیتال تحسین برانگیز فیلم به باورپذیر کردن فضای جنگ و انتقال حس و حال جبهه به تماشاگر کمک کرده‌اند.

تدوین فیلم سینمایی «روزهای زندگی» به سبب فیلمبرداری بیشتر صحنه‌ها با بیش از یک دوربین و تعدد نماها کار بسیار زمانبر و دشواری به نظر می‌رسد.

تدوین حرفه‌ای «واروژ کریم‌مسیحی» هم به فضاسازی کمک کرده هم ریتم خوبی را برای فیلم فراهم آورده است. از صحنه نابینا شدن دکتر به بعد، «روزهای زندگی» دچار تغییر لحن، تشابه به دیگر فیلم‌های جنگی ایرانی و افت ریتم می‌شود اما داستان و شخصیت‌ها آن قدر تازه و جذابند که بیننده با وجود این ضعف‌های نه چندان محسوس، فیلم را تا آخر پیگیری می‌کند.

اگر «پرویز شیخ‌طادی» اسلحه به دست کاراکترهای مؤنث فیلمش نمی‌داد و در سکانس‌های پایانی به عراقی‌ها نزدیک نمی‌شد و حضور شبح‌وار آن‌ها را تداوم می‌بخشید، «روزهای زندگی» به جایگاه رفیع‌تری در تاریخ سینمای ایران دست می‌یافت و ستاره‌های بیشتری از منتقدین سینمایی دریافت می‌کرد.

«پرویز شیخ‌طادی» در فیلم سینمایی «روزهای زندگی» آخرالزمانی را به تصویر کشیده که در آن مرگ و زندگی در حال سبقت گرفتن از یکدیگرند. او قیامت را کالبدی زمینی بخشیده و پیش چشم تماشاگر می‌گذارد؛ در جهانی که او تصویر کرده آدم‌ها یا در دم جان می‌دهند یا دوباره به زندگی باز می‌گردند.

«پرویز شیخ‌طادی» از دل مرگ زندگی را بیرون کشیده و مرگ را هنرمندانه به کالبد زندگی تزریق کرده است.

نویسنده: شهرام خرازی‌ها
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها