صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها XD سینما تاتر کمدی بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

ضد گلوله: فیلمی که شخصیت اصلی آن برخلاف فیلم‌های‌ ایرانی متحول نمی‌شود

«ضدگلوله» برخلاف روال فیلم‌های ایرانی است که شخصیت اصلی آن دچار تحول اساسی می‌شود.

ضدگلوله
 جنگ با کسی شوخی ندارد. فضایش خیلی هم جدی و تلخ به نظر می‌رسد و شاید این تنها دلیلی بود که سالیان سال در ژانر دفاع مقدس که به نظرم مختص سینمای ایران است، فیلم‌های تراژدی و درام را به تماشا می‌نشستیم که موضوع غالب‌شان به تصویر کشیدن رشادت‌ها و پایداری‌های رزمندگان اسلام بود.

بعدها کارگردانان و نویسندگان به این نتیجه رسیدند که باید در ساختار فیلم‌ها تغییر اساسی دهند و مثلا چهره عراقی‌ها را دست‌کاری کنند و ارتش عراقی‌ها فقط یک مشت سبیل از بناگوش در رفته که در نهایت خنگی و حماقت هستند نباشند و حتی در برخی آثار چهره‌ای انسانی به افرادی بخشیدند که مجبورند به جنگ با انسان‌های دیگر بروند. این تغییرات که البته آثار مثبتی به بار داشت و سینمای دفاع مقدس را پرمعنادارتر می‌کرد ادامه داشت تا اینکه جسارت تبریزی باعث شد که فضای جدیدی در فیلمسازی این ژانر اتفاق بیفتد. او یک فیلم کمدی درباره جنگ ساخت، که در نوع خود قدم بزرگ و بی‌نظیری شمرده می‌شود؛ چرا که تا قبل از آن فقط برخی سکانس‌های فیلم‌های جنگی از شوخی کلامی یا موقعیت استفاده کرده بود ولی ساخت فیلمی کمدی از نوع کمدی موقعیت که بسیار هم‌ خوش‌ساخت و شسته و رفته بود و در عین داشتن کلام طنز به ارزش‌های دفاع مقدس نیز اشاره داشت، نیاز به جسارت زیادی داشت که تبریزی این جسارت را به کار برد و البته مزدش را هم گرفت. گرچه این کار او باعث شد که شاهد و تماشاگر فیلم‌های مثلا کمدی‌ای باشیم که هدف‌شان خنداندن تماشاگر به هر شیوه‌ای بود و هدف نهایی هم البته گیشه و باز هم طبق یک نظریه قدیمی ثابت شده وقتی به گیشه فکر می‌شود انگار دیگر نیازی نیست که به ساخت فیلم و رعایت قواعد فیلمسازی هم فکر شود.

اما امسال در جشنواره فجر شاهد فیلمی بودیم که خوش درخشید. البته نیازی نیست که تکرار شود. این فیلم خیلی شبیه یک فیلم ایرانی و یک فیلم ایتالیایی درباره جنگ است، چرا که الگو‌برداری در کار هنری نه تنها ضعف نیست بلکه حسن کار هم به حساب می‌آید و این با تقلید ناشیانه و مو به مو خیلی متفاوت است.

«ضد گلوله» فیلمی است که در ژانر کمدی ساخته شده و اتفاقا به قواعد این ژانر نیز کاملا وفادار مانده است. حسن دیگر فیلم عدم استفاده از سکانس‌های طولانی برای معرفی شخصیت‌های داستان است و در همان چند سکانس افتتاحیه فیلم با سلیم و خانواده‌اش کاملا آشنا می‌شویم و انگیزه او برای رفتن به جبهه مرگ قریب‌الوقوع از یک طرف و نیاز به داشتن احترام و شخصیت اجتماعی از طرف دیگر کاملا برای بیننده قابل لمس و درک است. از سوی دیگر حوادث فیلم که بهتر است نام تصادف را به آن بدهیم درست است که پایه و اساس منطقی ندارند، گلوله نخوردن رشید در هر موقعیتی اما در بطن داستان کاملا جا افتاده‌اند و نه تنها بیننده را وادار می‌کنند که داستان را دنبال کند بلکه در میانه این خنده‌ها اشاراتی هم به هدف اصلی خود که نشان دادن فرهنگ نوع‌دوستی و وطن‌پرستی است نیز دارد.

از دیگر سو برای من، نکته جالب این فیلم داستان آن بود که علیرغم فیلم «لیلی با من است»، سلیم می‌خواست تیر بخورد و تیر به او نمی‌خورد، در حالی که صادق می‌خواست تیر نخورد و دست آخر مجروح می‌شد! این شخصیت‌پردازی خوب در پایان نیز خودش را نشان می‌دهد که این آقاسلیم عوض نشده بلکه باز هم برای امرار معاش ساده‌ترین راه که معمولا غیرقانونی نیز هست را انتخاب کرده و این برخلاف روال فیلم‌های ایرانی است که شخصیتی دچار تحول اساسی نمی‌شود و چون در زندگی عادی معمولا عوض نشدن افراد را شاهدیم، «ضد گلوله» را بیشتر باور می‌کنیم؛ به ویژه اینکه در باور مذهبی یک مسلمان، شهادت نصیب هر کسی نمی‌شود و اتفاقا کسانی که به پایان فیلم اعتراض کرده‌اند این نکته را مد نظر قرار نمی‌دهند. از دیگر سو علی‌رغم فضای کمدی که بر فیلم حاکم است، شاهد توهین به باورهای مردم و توهین به مقدسات جنگ نیز نیستیم و این خود موفقیت کوچکی محسوب نمی‌شود.

کیایی در زمینه کارگردانی نیز موفق عمل کرده است. انتخاب بازیگرانی که سابقه تئاتری دارند و خیلی هم چهره‌های گیشه‌ای نیستند به او کمک کرده که بتواند از همه بازی خوبی بگیرد، چه افرادی که نقش‌های حاشیه‌ای و نه چندان پررنگ را بازی کرده‌اند مثل خانم ژاله صامتی یا سعید آقاخانی و چه دو هنرپیشه نقش اصلی یعنی مهدی هاشمی و پرویز کرامتی نه تنها با نمایش بازی خوب‌شان به ماندگار شدن نقش کمک کرده‌اند بلکه این بازی‌های خوب باعث ارتقای کیفی فیلم نیز شده است.

در پایان باید اشاره کنم که سینمای ایران نیاز مبرمی به ساخت آثاری دارد که علاوه بر گیشه‌ای بودن که صفت بدی نیست ولی رایج است که به فیلم‌های بد با ساختی ابتدایی اطلاق می‌شود، دارای ساختار قوی فیلمنامه و کارگردانی نیز باشد و با توجه به پرفروش بودن فیلم‌هایی چون «خوابم می‌آد» یا «ورود آقایان ممنوع» به نظر می‌رسد که سطح سلیقه تماشاگران امروزی آن‌قدر پایین نیست که به شوخی‌های دست چندم بخندد و به تماشای فیلم‌های کمدی بی‌خود و یا هندی گریه‌دار برود و لذت هم ببرد. نیاز تماشاگر امروز دیدن فیلم خوب در ژانرهای متفاوت است. بهتر است این نیاز هم در کنار نیاز به پرفروش بودن یک فیلم از سوی سازندگان در نظر گرفته شود که در این صورت هم بیننده راضی است و هم تهیه‌کننده و سازنده فیلم. اتفاقی که به نظر می‌رسد برای «ضد گلوله» افتاده است.

نویسنده: لاله محمودی

عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها