صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

تبعات یک قانون تبعیض آمیز / نقدی بر فیلم «عرق سرد»

سهیل بیرقی که با اولین فیلمش «من» توانسته بود خود را بعنوان کارگردانی آینده دار مطرح کند، برای فیلم دوم خود به سراغ موضوعی بحث برانگیز رفته است. سوژه‌ای که به راحتی می‌تواند کنجکاوی مخاطب را برانگیزد و او را به سالن سینما بکشاند. فیلم روایتگر داستان افروز (باران کوثری) کاپیتان تیم ملی فوتسال است. او هنگامی که برای بازی فینال عازم سفر است در فرودگاه متوجه می‌شود ممنوع الخروج شده است.

عرق سرد


کارگردان‌ها در مواجهه با چنین سوژه‌هایی معمولا کارِ به ظاهر ساده و در باطن سخت و پیچیده‌ای دارند. ساده از آن جهت که به دلیل به روز بودن و حساسیت موضوع به راحتی می‌توانند بیننده را تحت تاثیر قرار دهند، به ویژه در مواردی مثل فیلم «عرق سرد» که داستان آن برگرفته از اتفاقی واقعی‌ست و مدت زمان زیادی از آن نمی‌گذرد. اتفاقی که جنجال زیادی در فضای مجازی به پا کرد و خاطره‌اش هنوز از ذهن مردم پاک نشده است. در واقع تماشاگران، حرفِ فیلم و نقدی که این فیلم به یک قانون نادرست وارد می‌کند را می‌پسندند و مشکلات فیلمنامه را تا حد زیادی نادیده می‌گیرند. اما چیزی که باعث می‌شود سهیل بیرقی را تحسین کنیم و همچنان پیگیر کارهای بعدی او بمانیم علاوه بر شجاعتش در انتخاب سوژه، روایت ساده و بی‌لکنت فیلم است گویی بیرقی با آدم‌های قصه‌اش زندگی کرده و آنها را خوب می‌شناسد و همین باعث می‌شود رفتار شخصیهای اصلی و فرعی فیلم برایمان باورپذیر باشد.      

                         
عرق سرد با صحنه بستن کفش افروز و آماده شدن او برای ورود به زمین فوتسال آغاز می‌شود، این سکانس یکی از بهترین سکانس‌های فیلم از نظر کارگردانی است که با جزئیات فراوان اجرا می‌شود و از همان ابتدا افروز را با تتوهای روی دستش و فیلمبرداری در رختکن شخصیتی پر شر و شور و قانون گریز معرفی می‌کند. بازی خوب باران کوثری تا حد زیادی بیننده را متقاعد می‌کند کنش‌ها و واکنش‌های افروز را باور کند. اما بیشتر باگ‌های فیلمنامه حول شخصیت افروز شکل می‌گیرد. کارگردان سعی داشته افروز را بیش از حد سفید و معصوم جلوه ندهد تا بیننده را پس نزند و این از نکات مثبت فیلم است اما همین تمایل کارگردان باعث می‌شود تماشاگر گاهی ناخواسته همدلی‌اش را با افروز از دست بدهد. بعنوان مثال افروز قصد دارد فدراسیون را فریب دهد و مدام تکرار می‌کند که من تنها دلیل موفقیت تیم ملی هستم و تیم را به اینجا رساندم پس طبیعی بنظر می‌رسد که هم‌تیمی‌هایش به جز دوست صمیمی‌اش از او دفاع نکنند و فدراسیون نیز تمایلی به حفظ بازیکن بی‌انضباط خود نداشته باشد. همچنین دلیل دلزدگی افروز از همسرش به اندازه‌ی لازم تشریح نمی‌شود تا بیننده متقاعد شود شوهرِ افروز حتی قبل از آنکه از اختیارات قانونی خود سواستفاده کند و او را ممنوع الخروج کند، فرد متعادلی نبوده است و او را آزار می‌داده. مهمتر از همه فیلم در نقطه اوج داستانش یک باگِ قانونی عجیب دارد که چنین اشتباهی از فیلمی که می‌خواهد به یک قانون نابرابر اعتراض کند بعید است. مشکل دیگر فیلم پایان ناتمام آن است که گفته می‌شود پایان اصلی گرفتار سانسور شده است.

علاوه بر بازی خوب باران کوثری، امیر جدیدی نیز با گریم متفاوت خود به خوبی از پس ایفای نقش مجری ریاکار برآمده است. «عرق سرد» تا جایی که به حضور امیر جدیدی برمی‌گردد فوق‌العاده است و تجسم دادن به چنین شخصیت پیچیده‌ی آشنایِ معاصری به‌غایت با ظرافت انجام شده است. معرفی این شخصیت به تماشاگر را باید جذاب‌ترین ایده‌ی فیلم دانست، اولین مواجهه ما در آن سکانس تعقیب و گریز بدون نشان دادن مرد. جایی که اتوموبیل را از پشت به اتوموبیل افروز می‌کوبد و قدرتش را به رخ می‌کشد. بهتر از آن مواجهه افروز و همسرش در خانه شوهر است که بی‌تردید بهترین سکانس فیلم است. ریاکاری مرد به بهترین شکل نشان داده می‌شود و در مقابل افروز را می‌بینیم که مجبور است با او مانند خودش رفتار کند. فیلم در این سکانس طعنه‌ای هم می‌زند به تفکر مرسوم و پوسیده اطرافیان افروز که او را نصیحت کرده بودند با مهربانی و توجه به همسرش او را فریب دهد.‌

شخصیت‌های فرعی به ویژه سرپرست تیم با بازی خوب سحر دولتشاهی درست شخصیت‌پردازی شدند، آنقدر که جزئیات رفتاری‌اش مانند شیوه حرف زدن و تظاهرش به مهربانی برای هر بیننده‌ای آشناست.

فیلم عرق سرد را می‌توان با وجود تمام مشکلاتش فیلمی دانست که سرگرم کننده است و بیننده اش را تا انتهای فیلم با خود می‌کشاند، بازی‌های خوب و کارگردانی قابل قبول دارد و شیوه روایت داستانش به گونه‌ای‌ست که بیننده را کنجکاو نگه می‌دارد. از آن مهمتر فیلمی‌ست جسور که به معنای واقعی دغدغه اجتماعی دارد. کمتر کارگردانی در سینمای ایران پیدا می‌شود که چنین بی‌مهابا به یک نابرابری قانونی معترض شود و از این جهت باید کارگردان را تحسین کرد و فیلم او را مورد حمایت قرار داد. 


نویسنده: مونا باغی

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها