صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها فیلم خارجی تاتر کمدی بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

یادداشت‌های روزانه جشنواره‌ (14): «ناگهان درخت» ساخته صفی یزدانیان

ناگهان درخت با آن اسم عجیبش از جهان شخصی صفی یزدانیان می‌آید همان جهانی که فیلم قبلی کارگردان «در دنیای تو ساعت چند است» در آن شکل گرفته بود.

ناگهان درخت


ناگهان درخت با آن اسم عجیبش از جهان شخصی صفی یزدانیان می‌آید همان جهانی که فیلم قبلی کارگردان «در دنیای تو ساعت چند است» در آن شکل گرفته بود. با این تفاوت که این فیلم شخصی‌تر از فیلم قبلی اوست، ریتم کندتری دارد و ارتباط برقرار کردن با آن سخت‌تر است. بنابراین نمی‌توان از مخاطب ایراد گرفت که چرا فضای کلی داستان را درک نمی‌کند و شخصیت‌ها ارتباط نمی‌گیرد.
یزدانیان در فیلم دومش نیز با قاب‌های زیبا و شاعرانه مسحورتان می‌کند اما اینبار از داستانی که بشود آن را با علاقه پیگیری کرد خبری نیست. فیلم سعی دارد به نوعی از تاریخ نقاشی، تاریخ ادبی و سیاسی ما حرف بزند. قاب‌هایی که مادر بعنوان زیباترین موجود زندگی مرد داستان در عمق تصویر و پسر در پلان اول است. و دیگر ارجاعات فرامتنی که به نقاشی‌های قرن نوزده دارند. و نریشن فیلم که از زبان پسر می‌شنویم و ما را یاد کتاب «زمان از دست رفته» مارسل پروست می‌اندازد.

 فیلم با فرهاد (پیمان معادی) آغاز می‌شود که روی تختی با ملحفه های سپید دراز کشیده و نوزادی را در آغوش می‌گیرد و می‌گوید: بالاخره خودم تو را به دنیا آوردم. در اینجا باروری به عنوان رفتاری زنانه، به مرد نسبت داده می‌شود و به بیننده نوید یک کلیشه زدایی درست و حسابی را می‌دهد. در ادامه نیز همین کلیشه زدایی ادامه پیدا می‌کند اما در شیوه بیان و نه محتوا.‌

کارگردان سه مقطع از زندگی مردی روشنفکر و رویاپرداز را از زبان خودش بازگو می‌کند. مردی میانسال به نام فرهاد با بازی خوب پیمان معادی که نقش و فضای فیلم را به خوبی درک کرده است. قصه فیلم از زبان خود او و در قالب حرف زدن با یک روانشناس بیان می‌شود. فیلم با ریتمی سریع شروع می‌شود و اطلاعاتی از چندین زمان، مکان، شخصیت و... در اختیار بیننده قرار می گیرد، در این بخش کودکی فرهاد سهم بیشتری از قصه دارد. بخش دوم فیلم به رابطه فرهاد و همسرش مهتاب (با بازی مهناز افشار) می‌پردازد؛ زوجی که درباره بچه‌دار شدن دچار اختلاف هستند. بازی مهناز افشار نیز قابل قبول است اما برگ برنده فیلم مادر داستان است که تمام روحیات و زوایای پسرش را خوب می‌شناسد و با لحنی شوخ و جذاب به بهتر شدن ریتم فیلم کمک می‌کند. یک جایی از فیلم هست که مادر که غم دوری پسر او را از پا انداخته با خود زمزمه می‌کند: بیا. همین الان بیا. و ما مطمئنیم که وقتی مادر در را باز کند پسر پشت در است چون این ویژگی مهم سینمای یزدانیان است.

طراحی صحنه فوق العاده فیلم کار استاد ایرج رامین‌فر و تدوین عالی خانم هایده صفی‌یاری و همینطور موسیقی متن کریستف رضاعی از دیگر زیبایی‌های فیلم است.
با این وجود «ناگهان درخت» نمی‌تواند در کارنامه یزدانیان قدمی رو به جلو محسوب شود چرا که تمام نشانه و تعبیر‌های شاعرانه فیلم را به شکل کامل‌تر و بهتری در فیلم «در دنیای تو ساعت چند است» دیده بودیم. صفی یزدانیانی که خیال می‌ساخت و با تمام واقعیت‌هایمان درهمش می‌کرد و لذت نصیبمان، حالا انگار خودش توی کوچه‌های رشت جامانده و جز کمی واژه و قاب‌های زیبا چیز دیگری برایمان ندارد.

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها