صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها فیلم خارجی تاتر کمدی بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

یادداشت‌های روزانه جشنواره‌ (15): «آشفتگی» ساخته فریدون جیرانی

جیرانی پس از ساختن «خفگی» و در ادامه ماجراجویی اش در سبک نوآر، فیلم «آشفتگی» را امسال به جشنواره آورد. پس از تجربه ای که جیرانی از فیلم نسبتا موفق قبلی‌اش کسب کرده بود، انتظار می‌رفت آشفتگی اثری پخته‌تر و از نظر فیلمنامه منسجم‌تر باشد. اما فیلم نه شخصیتی می‌سازد و نه فضایی. در خفگی، جیرانی با سیاه و سفید کردن فیلم و استفاده از کنتراستهای شدید نوری که از المان های سینمای نوآر است سعی در خلق یک فضای ابزورد دارد.

آشفتگی


در فیلم «آشفتگی»، که کارگردان نمی خواست همان کارهای قبلی را تکرار کند، با بهره بردن از قابهای کج در تمام طول فیلم و که اصطلاحا  «لُوانگل» نامیده می‌شود، سعی در پوشاند ضعفهای فیلمنامه ای و جبران بی داستانی اش دارد. در تمام طول فیلم قاب کج است. بدون اینکه در بسیاری از سکانس های فیلم منطقی داشته باشد. مثلا سکانسی که رادان از شیشه شکسته ی در میخواهد بیرون را ببیند، قاب کج ابتدا مدیوم او را دارد بعد کات میشود به پی او وی او که از دید او باز هم کج است و در نهایت کات به کلوز او باز هم با حالت کج. این واقعا یعنی چه؟ به راستی آشفتگی از دید چه کسی است؟ نگاه کارگردان یا نقطه نظر شخصیت؟ فکر نمی کنم خود جیرانی هم جواب این پرسشها را بداند. 

در خفگی سعی شد با زشت کردن چهره الناز شاکردوست در تم سیاه و سفید، زن فیلمش را از حالت اغواگری خارج کند و مثلا متفاوت جلوه دهد. اما در آشفتگی، جیرانی به پیروی از قواعد کلاسیک نوآر، زن را اغواگر می‌سازد. ولی آیا واقعا می سازد؟ تنها کاری که جیرانی برای شخصیت زن داستان می کند این است که موهایش را بلوند می‌کند. در فیلم «شیطان صفتان» ساخته هانری ژرژ کلوزو، اینقدر شخصیت زن به دقت پرداخت شده است که به راحتی برای مخاطب باور پذیر است که زن قاتل باشد. چون اغواگری واعتماد به نفس و البته زیباییش به خوبی در فیلم نشان داده شده است. اما در این فیلم برجسته ترین مورد در شخصیت زن موهای بلوند اوست و خرده اکتهای ضعیف او که از دست کارگردان خارج شده است. فیلم به شدت تکنیک زده است. تنکیک فیلم از حرفی که می خواهد بزند بزرگتر است و در قامت آن درنیامده.

کارگردان، آنقدر سرگرم مصورسازی بوده که به ساخت و پرداخت شخصیتها نرسیده. استفاده از آینه ها برای به تصویر کشیدن عمق میدان و دوپاره و سه پاره کردن شخصیت بردیا( باربد) در برخورد های داخل خانه اش با زن فیلم و استفاده از صداهای سهمگین برای نمایش دادن تشویش های درونی شخصیتها تنها سرپوشهایی بر ضعف کارگردان در داستان گویی و باور پذیر کردن شخصیت هاست. جیرانی فقط خواسته تکنیکش را به رخ بکشد و آنرا منحصر به فرد کند، بدون توجه به این واقعیت که این تکنیک در نهایت باید به فرم برسد تا سینما شود.

شاید تنها کار درستی که کارگردان انجام داده است، انتخاب عنوان فیلم باشد: آشفتگی. چراکه اثر، از تمام جهات آشفته است. فیلمنامه آشفته که وقتی مرد خوب جای مرد بد را می گیرد و سزایش را می بیند، تکلیف زن بد چه می شود؟ دوربین آشفته، تدوین آشفته، بازیهای آشفته و..... که همه از یک کارگردانی آشفته می آید. شاید بهتر بود کارگردان پیش از ساخت فیلم، مسئله آشفتگی را با خودش حل می کرد و بعد دست به ساختن چنین فیلمی می زد.

 

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها