صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها فیلم خارجی تاتر کمدی بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

رضا کیانیان: رفت و برگشت بین ناخودآگاه و خودآگاه یکی از اصول بازیگری است

رضا کیانیان بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در کارگاه تخصصی بازیگری بخش دارالفنون سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر به مباحثی همچون تفاوت نابازیگر و بازیگر در استفاده از ناخودآگاه و آنچه بازیگر برای بهره‌گیری از ناخودآگاهش می‌آموزد، پرداخت.

جشنواره جهانی
کارگاه تخصصی بازیگری در بخش دارالفنون سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر با حضور رضا کیانیان صبح امروز (سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ماه) در سالن شماره ۴ پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.

در ابتدای این کارگاه کیانیان که قصد داشت به موضوع «مکانیزم بازیگری چیست و چگونه اتفاق می‌افتد» بپردازد، از هنرجویان خواست که بگویند یک نوزاد از زمانی که به دنیا می‌آید چه کارهایی را بلد است و چه کارهایی را به مرور می‌آموزد.

پس از پاسخ‌های مختلف هنرجویان، این نتیجه حاصل شد که انسان از بدو تولد کارهایی مثل گریه کردن، مکیدن، بلع، دفع و… را بلد است و به مرور کارهای دیگری مثل خندیدن، نشستن، راه رفتن، حرف زدن و… را می‌آموزد.

کیانیان گفت: این یک مکانیزم است که به صورت کاملا آگاهانه شروع به آموختن آن می‌کنیم و پس از مدتی در ناخودآگاه ما قرار می‌گیرد و آن را به صورت کاملا ناخودآگاه انجام می‌دهیم. ما یک سری از حرکات را با بدنمان و یک سری از حرکات را با ذهنمان انجام می‌دهیم.

وی با اشاره به اینکه در هر یک از مراحل سنی انسان یک سری از کارها را یاد می‌گیرد، گفت: مثلا وقتی کودک به سن دبستان می‌رسد، مجبور می‌شود روابط و امور اجتماعی را یاد بگیرد. حتی انسان‌ها در طول زندگی به واسطه رفتاری که از اطرافیان خود می‌بینند یاد می‌گیرند که در یک سری از مسائل چیزهایی را از سر اجبار قبول کنند، مثل زمانی که کودک از مادرش غذا می‌خواهد و او می‌گوید باید صبر کنی تا پدرت بیاید. کودک دلیل این امر را نمی‌داند و در مقابل اصرارهایش با واکنش‌هایی مثل عصبانیت و تحکم مادر مواجه می‌شود، بنابراین یاد می‌گیرد که گاهی برخی مسائل را از سر اجبار و بدون اینکه دلیلش را بداند، بپذیرد.

بازیگر «یک تکه نان» در ادامه درباره چگونگی مکانیزم آموختن با دو مثال شرح داد: بچه نمی‌فهمد که اگر به جسم داغی دست بزند، می‌سوزد بعد از چند تجربه این را می‌فهمد، اما در بزرگسالی زمان مواجهه با جسم داغ ناخودآگاه دستش را کنار می‌کشد. رانندگی یکی از کارهایی است که در بزرگسالی می‌آموزیم. در زمان رانندگی باید دست و پا و چشم و گوش و حواستان همزمان کار کند و حتی محاسبه کنید با ماشین جلویی چقدر فاصله دارید، در روزهای اول که رانندگی یاد گرفته‌اید برای این هماهنگ‌ها نیاز به تمرکز و توجه دارید تا بتوانید همه این کارها را با هم انجام دهید، اما پس از مدتی شما ناخودآگاه این کارها را انجام می‌دهید و همزمان که مشغول رانندگی هستید به خیلی چیزها فکر می‌کنید، با دوستتان صحبت می‌کنید با کسی بحث می‌کنید و… بنابراین یک سری از کارها را خودآگاه انجام می‌دهیم و یک سری دیگر را ناخودآگاه؛ بازیگری هم همین سیستم را دارد.

در ادامه کیانیان از هنرجویان دارالفنون خواست بگویند که واکنش انسان‌ها در زمان ترسیدن چگونه است و این نتیجه به دست آمد که انواع واکنش‌ها نسبت به ترس عبارتند از عقب رفتن، باز یا بسته شدن ناگهانی چشم‌ها، فریاد زدن، اختلال در تنفس و تپش قلب، توقف حرکات بدن و در نهایت قطع شدن رابطه ناخودآگاه و خودآگاه تا حتی سکته کردن و مردن. ترس از واکنش‌های کوچک شروع می‌شود و می‌تواند تا مرگ پیش برود.

وی در ادامه بیان کرد: کارگردان‌ها برای دریافت واکنش از بازیگران حرفه‌ای نسبت به مواردی همچون ترس تنها به بازیگر می‌گویند که می‌خواهند او در این سکانس بترسد و بازیگر با استفاده از آوردن ناخودآگاهش به خودآگاه آنچه کارگردان می‌خواهد انجام می‌دهد، اما خیلی از مواقع افرادی مثل کیارستمی یا برسون که غالبا از نابازیگران در آثارشان استفاده می‌کنند، بازیگر را در شرایطی قرار می‌دهند که واقعا بترسد و دوربین آن لحظه را ثبت کند.

کارگردان باید بداند همانقدر که او کارگردانی بلد است، بازیگر هم بازیگری بلد است

بازیگر فیلم «سگ کشی» تاکید کرد: بازیگری که بخواهد بازیگر باشد، باید بتواند بین خودآگاه و ناخودآگاهش یک تعادلی برقرار کند. بازیگر حرفه‌ای آموزش می‌بیند و در ناخودآگاهش پر می‌شود از آموزش‌هایی که دیده است. آدم عادی نمی‌تواند این کار را انجام دهد اما بازیگر یاد می‌گیرد که هر زمان لازم است، هر چه می‌خواهد از ناخودآگاهش بیرون بیاورد. این سیستم رفت و برگشت بین ناخودآگاه و خودآگاه یکی از اصول بازیگری است.

وی در ادامه از هنرجویان خواست که بگویند نشانه‌های یک فرد پیر چیست و اگر بازیگری بخواهد نقش یک شخص مسن را بازی کند چه مشخصاتی را باید ارائه دهد، جواب‌ها غالبا چیزهایی مثل خمیده راه رفتن، لرزش دست، کندی حرکات، لرزش صدا و… بود اما کیانیان پرسید آیا در واقعیت هم افراد پیر این‌گونه هستند یا حتی شما در فیلم‌ها افراد پیر را اینگونه می‌بینید؟

پس از پاسخ منفی تمام افراد حاضر در کارگاه وی بیان کرد: این نشانه‌ها و این نوع پیر شدن در تمام دنیا یکسان است و در سراسر جهان همه افراد همین پاسخ را به این سوال می‌دهند در حالیکه در واقعیت این‌گونه نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند هیچ تعریفی از نشانه‌های نقش یک شخص پیر ارائه دهد، اما یک سری ناخودآگاه‌های جمعی در رابطه با مواردی از این دست وجود دارد که هیچ‌کس نمی‌داند از کجا آمده و صرفا در نمایش‌های سنتی وجود دارد. شاید این تعاریف آرکی تایپ هستند و ما این‌ها را با خودمان آورده‌ایم ولی نمی‌دانیم از کجا.

بازیگر فیلم «روبان قرمز» ادامه داد: شاید در گذشته بازیگرها کاراکترها را همین شکلی بازی می‌کردند ولی بازیگر مدرن این کار را نمی‌کند. بازیگری فن است یعنی کارگردان باید به بازیگرش اعتماد کند تا بازیگر بر اساس آنچه آموخته بتواند آنچه می‌خواهد از ناخودآگاهش بیرون بیاورد. کارگردان باید بداند همانقدر که او کارگردانی بلد است، بازیگر هم بازیگری بلد است.

وی یادآور شد: من فیلمی بازی کردم به نام «یک بوس کوچولو»؛ در این فیلم قرار بود من در کنار آقای مشایخی که از جوانی هم نقش پیر بازی کرده بود، نقش فردی را بازی کنم که از او پیرتر است و هرچند ظاهر بهتر و سرحال‌تری دارد، اما از درون و در باطن از او پیرتر و شکسته‌تر است. این یکی از سخت‌ترین نقش‌هایی بود که بازی کردم.

بازیگر فیلم «قدمگاه» اظهار کرد: نابازیگر را باید در موقعیت قرار داد تا کاری را انجام دهد اما بازیگر حرفه‌ای لازم نیست در موقعیت قرار گیرد، خودش خودش را در آن موقعیت قرار می‌دهد.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: آقای کیارستمی چند ماه با آن پسری که در فیلم «زیر درختان زیتون» بازی کرده بود، زندگی کرد. قرار بود او در فیلم خاطره‌ای را برای آقای کشاورز تعریف کند. کیارستمی یک بار آن خاطره را برای آن نابازیگر تعریف کرده بود. بعد از مدتی دوباره خاطره را برای او تعریف کرده بود و او گفته بود که قبلا برایش تعریف کرده، کیارستمی چند سوال در رابطه با آن خاطره از او پرسیده بود و بعد گفته بود خوب یادت نیست و پس از آن بارها آن خاطره را برایش تعریف کرده بود. پس از مدتی از او خواسته بود آن خاطره را برای دوستان آقای کیارستمی تعریف کند تا جایی که او کم کم فکر می‌کرد خاطره خودش است. سر فیلمبرداری به او گفته بود آن خاطره را برای آقای کشاورز تعریف کن!

کیانیان در ادامه در پاسخ به پرسش یکی از هنرجویان در رابطه با اینکه چگونه بفهمیم در یک فیلم آنچه می‌درخشد بازی بازیگر است، یا کارگردانی یا متن تا بتوانیم برای انتخاب بازیگرانمان تصمیم درستی بگیریم، گفت: الان فیلم خوب صرفا ایده خوب است. اگر یک ایده خوب داشته باشی و آن را متوسط هم بسازی، همه جهان قبولت می‌کنند. کیارستمی در فیلم «ده» دو دوربین به داشبورد ماشین بسته بود و آدم‌ها در برابر آن دوربین‌ها حرف می‌زدند. هیچ یک از آنها بازیگر حرفه‌ای نبودند.

وی تاکید کرد: هر گز در فیلم اول، دوم و سومتان عوامل حرفه‌ای نیاورید زیرا مردم می‌گویند فیلم را او ساخته نه شما. خودتان را زیر سایه شخص دیگری قرار ندهید. اگر توانستید ایده‌تان را در ۳ دقیقه توضیح دهید پس ایده‌تان را بلدید در غیر این‌صورت یعین با آن مشکل دارید.

بازیگر فیلم «راه آبی ابریشم» عنوان کرد: یک نوع از بازیگران فقط یک نقش را بازی می‌کنند مثل سیلوستر استالونه، یک سری بازیگر هستند که چند نقش را بازی می‌کنند و بخش دیگری از بازیگران هستند که هر نقشی را بازی می‌کنند اما چندان معروف هم نیستند. وقتی می‌خواهید فیلم اولتان را بسازید اول بگردید ببینید در اطرافتان چه کسی شبیه آن نقش است. او را بیاورید و نقش را بدهید بازی کند. مهم این است که آن بخشی که می‌خواهید از بازی او بیرون بیاورید آن زمان است که همه به توانایی شما پی می‌برند، ولی اگر مثلا من و محمود کلاری را بیاورید همه آن کار را حاصل حضور ما می‌دانند و کار شما دیده نمی‌شود.

وی در ادامه در پاسخ به یکی از هنرجویان که پرسید رابطه شما با دوربین چگونه است، گفت: من در فیلم «آژانس شیشه‌ای» نقش یک مامور اطلاعات را بازی می‌کردم. در صحنه‌ای پوکه یک گلوله روی زمین می‌افتاد و من باید آن را از روی زمین برمی‌داشتم، بالا می‌آوردم و به کسی که کنارم بود می‌گفتم آقای کوهی این یعنی کشک… پس از اولین برداشت عزیز ساعتی که فیلمبردار بود گفت نور مشک داشته و باید دوباره بگیریم. در این فاصله ابراهیم حاتمی‌کیا به من گفت: گلوله را با صورتت بالا بیاور.

کیانیان بعد از اجرا و تشریح هر دو حالت بالا آوردن گلوله گفت: در آن سکانس اصل مطلب آن گلوله بود و همین مطلب باعث شد با خودم بگویم تو که بازیگری چرا این را نفهمیدی؟ پس از آن رفتم با ۵ فیلمبردار مهم مصاحبه کردم و از آنها پرسیدم که چه زمانی است که آنها از پشت دوربین بازیگر را تحسین می‌کنند. بعد از آن با ۵ تدوینگر هم مصاحبه کردم و همین سوال را از آنها هم پرسیدم. یکی از این ۵ کارگردان و ۵ تدوینگر حتما هالیوودی بود و نتیجه این مصاحبه‌ها کتابی شد با عنوان «بازیگری در قاب»، این کتاب پاسخ سوال شماست.

وی در پاسخ به آخرین پرسش مبنی بر اینکه چقدر حضور بازیگردان به جای کارگردان در بازی گرفتن از بازیگران مهم است، گفت: جواب این سوال را هم می‌توانید در کتاب «شعبده بازیگری» بخوانید. به عنوان مثال من در فیلم «آژانس شیشه‌ای» بازیگردان بودم. ما حدود ۳۵ جلسه قبل از فیلمبرداری تمرین کردیم، بخش‌هایی از قصه در آن تمرین‌ها تغییر کرد و دیالوگ‌ها سنباده خورد. زمانی که فیلمبرداری شروع شد برای هر سکانس، من و بازیگران، آن سکانس را یک بار با حضور کارگردان تمرین می‌کردیم و کارگردان می‌گفت که چه جاهایی را دوست دارد و چه جاهایی را دوست ندارد. بعد از رسیدن به یک جمع‌بندی او می‌رفت دکوپاژش را می‌نوشت و من آن دکوپاژ را در پنج نسخه به عوامل می‌دادم و آنها می‌دانستند که چه روندی را باید پیش بروند.

در پایان این کارگاه مازیار میری اهدای لوح تقدیری از کیانیان برای حضور در این کارگاه تشکر کرد.

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها