صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

یادداشتی به مناسبت تولد «کیانوش عیاری» کارگردان صاحب سبک سینمای ایران

عیاری مثل بسیار از هم‌نسلان خود سینما را با دوربین‌های ۸میلی‌متری آغاز کرد. وی در سال ۱۳۵۳ در فیلم کوتاه «گردش در یک روز خوش آفتابی» ساخته‌ی بنی‌هاشمی و از تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دستیار کارگردان شد و پنج سال بعد، در روزهای پرتب‌وتاب پس از انقلاب اسلامی در تهران غریب سال ۱۳۵۸ دوربین به‌دست گرفت و تصاویر نابی از آن روزگار را در فیلمی مستند با نام «تازه نفس‌ها» به تصویر کشید.

عیاری

كيانوش عياري متولد 23 اردیبهشت 1330 است. عیاری را بیشتر با واقع گرايي منحصربه فردش در فیلمسازی مي‌شناسند كه اكنون به سبك شخصي و شناسه دار او تبديل شده و به طور قابل تشخيصي با گونه‌هاي ديگر واقع‌گرايي سينمايي تفاوت دارد. او جزء نسل اول فيلمسازان پس از انقلاب است كه مسيري شخصي در سينماي ايران گشود و در طول دوران فعاليتش در مقام كارگردان، هرگز چرخش مهم و قابل ذكري در روند فيلمسازي‌اش ايجاد نشد. درواقع او همواره فیلم دلخواه خود را ساخته است و تن به سفارشی سازی نداده است.

عیاری مثل بسیار از هم‌نسلان خود سینما را با دوربین‌های ۸میلی‌متری آغاز کرد. وی در سال ۱۳۵۳ در فیلم کوتاه «گردش در یک روز خوش آفتابی» ساخته‌ی بنی‌هاشمی و از تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دستیار کارگردان شد و پنج سال بعد، در روزهای پرتب‌وتاب پس از انقلاب اسلامی در تهران غریب سال ۱۳۵۸ دوربین به‌دست گرفت و تصاویر نابی از آن روزگار را در فیلمی مستند با نام «تازه نفس‌ها» به تصویر کشید.

ورودش به سینمای حرفه‌ای شش سال دیگر طول کشید. نخستین فیلمش «تنوره‌ی دیو» (1364) را با بازی جهانگیر الماسی، مجید مظفری در همان فضای فیلم‌های روستایی آغاز موج‌ نو ساخت و در اولین حضورش در جشنواره فجر جایزه‌ی بهترین کارگردانی را گرفت. عیاری دو سال بعد این جایزه را در جشنواره ششم فجر با سومین فیلمش «آن سوی آتش» تکرار کرد تا جای پای خود را خیلی زود در سینمای ایران محکم کند.

بااین‌همه هیچ‌کس گمان نمی‌کرد عیاری برای گرفتن سومین جایزه‌ از فجر باید نزدیک به دو دهه منتظر بماند، شاید به این دلیل که او همواره سعی کرده که شخصیت مستقل خود و سینمایش را حفظ کند و در این راه دردسرهای زیادی هم داشته است. او در تمام این سال‌ها فقط دو سریال برای صداوسیما ساخته است: «هزاران چشم» و «روزگار قریب» که هر دو آن‌ها سبکی متفاوت از ملودرام‌های مرسوم زمان خود داشتند و توانستند استانداردهای سریال تلویزیونی را بالا برده و علاوه بر جذب مخاطب، منتقدان را نیز راضی کنند.



شاخص‌ترین فیلم‌های کیانوش عیاری را با هم مرور می‌کنیم:

آبادانی‌ها 1371

نسخه‌ی ایرانی عیاری از «دزد دوچرخه» ماجرای مرد جنگ‌زده‌ای (با بازی پرویز پورصمیمی) است که به تهران مهاجرت کرده و پیکان قراضه‌اش که با آن مسافرکشی می‌کند، دزدیده می‌شود. فیلم در حالی در جشنواره‌های لوکارنو و سه‌قاره‌ی نانت به‌روی پرده رفت که سال‌ها بعد عیاری مدعی شد که «آبادانی‌ها» برای حضور در جشنواره‌ی کن پذیرفته شده بود ولی وزیر ارشاد وقت مانع حضور این فیلم در کن شده بود. این فیلم در لوکارنو که هنوز جشنواره‌ی الف نبود، جایزه‌ی یوزپلنگ نقره‌ای یا جایزه‌ی دوم جشنواره را گرفت درحالی‌که یوزپلنگ طلایی جشنواره به یک فیلم ایرانی دیگر یعنی «خمره» ساخته‌ی ابراهیم فروزش اعطا شده بود. عیاری در سال ۱۳۹۳، ۲۲ سال بعد از ساخت «آبادانی‌ها» پس از نمایش این فیلم در سینماتک خانه‌ی هنرمندان ایران، به این فیلم لقب «غم‌باد» داد و گفت: «شاید در مجموع ۵ هزار نفر این فیلم را دیده باشند. این فیلم توقیف نشد اما در شرایط کاملاً ناجوانمردانه نمایش داده شد تا کسی آن را نبیند: روز ۲۳ بهمن‌ماه سال ۱۳۷۲ و در پایان جشنواره فیلم فجر که تماشاگران از فیلم‌های جشنواره تغذیه کرده بودند و حال و حوصله فیلم دیدن را نداشتند و بدون داشتن حق کوچک‌ترین تبلیغی اکران شد...»

 

بودن یا نبودن 1377

عیاری داستان بکر «پیوند قلب» را دستمایه ساخت این فیلمش کرد و در جشنواره‌ی قاهره برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلمنامه شد. در این فیلم زنده‌یاد «عسل بدیعی» در اولین تجربه‌ی سینمایی‌اش نقش دختری به‌نام «آنیک» را بازی می‌کند که شدیداً نیازمند عمل پیوند قلب است و در آن‌سو پسر جوانی است که در شب ازدواجش دچار مرگ مغزی شده، اما خانواده‌اش به این عمل رضایت نمی‌دهند… در آن زمان هیچ‌کس تصورش را نمی‌کرد که عسل بدیعی ۱۵ سال بعد در ۳۵ سالگی دچار مرگ مغزی شود و ریه، قلب، کلیه‌ها و کبدش جان پنج انسان دیگر را نجات دهد.

بیدار شو آرزو 1383

 این فیلم عیاری هم به‌رغم دریافت سیمرغ ویژه‌ی هیأت داوران در بخش مسابقه‌ی بین‌الملل بیست‌وسومین جشنواره‌ی فیلم فجر، تا ۱۳ سال بعد، یعنی سال گذشته فرصت اکران پیدا نکرد. در این فیلم بهناز جعفری نقش آموزگار روستایی در حاشیه‌ی شهر بم را بازی می‌کند که پس از زلزله خودش را به بم می‌رساند تا برای اهالی روستا کمک ببرد، غافل از آن‌که فاجعه‌ای بزرگ‌تر در شهر رخ داده است. عیاری بعد از این فیلم عمده‌ی وقتش را صرف ساخت دو سریال در تلویزیون کرد تا شش سال بعد که به‌سراغ «خانه پدری» رفت.

خانه پدری 1389

یکی از جنجالی‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای ایران این فیلم کیانوش عیاری است که داستانی نمادین را از رنج‌های زنان ایرانی در طول ۷۰ سال و در چند اپیزود به‌تصویر کشیده است. فیلم با قتلی خانگی و خشن آغاز می‌شود و اثرات این قتل را در دهه‌های بعد پی می‌گیرد. همین خشونت باعث توقیف فیلم شد تا این‌که در سال ۲۰۱۲ در بخش افق‌های جشنواره ونیز، و سال بعد در سی‌ودومین جشنواره‌ی فیلم فجر مجال نمایش یافت و با بازخورد مثبتی از سوی منتقدان و مخاطبان روبه‌رو شد. بااین‌حال گره کور توقیف این فیلم تا سال بعد هم باز نشد. در دی‌ماه ۱۳۹۳ بالاخره مجوز اکران آن در گروه هنروتجربه صادر شد، اما باز هم بلافاصله به وضعیت توقیف بازگشت و همچنان در انتظار مجوز است. عیاری بعد از این فیلم در قهری طولانی تا هفت سال فیلمی نساخت؛ اما فیلم بعدی‌‌اش «کاناپه» 1395 هم در آستانه‌ی ورود به جشنواره‌ی فجر به‌دلیل استفاده‌ی بازیگران زن از کلاه‌گیس توقیف شد. عیاری بعد از این دو توقیف سینمایی این روزها به تلویزیون رفته تا سریال «87 متر» را بسازد.
شنیده‌ها حاکی از این است که با اجرایی شدن قانون رده بندی سنی فیلم‌ها این امکان وجود دارد که خانه پدری رنگ پرده را ببیند.


 

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها