صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

رشد 35 درصدی فروش سینماها در 3 ماه اول سال 98

اکران فیلم های سینمایی در بهار سال 98 در سینماهای کشور با افزایش فروش 35 درصدی و رشد مخاطب 2 درصدی نسبت به همین بازه زمانی در سال گذشته همراه بود.

آمار فروش

فیلم‌های اکران شده در سه ماهه نخست سال 98 به مجموع فروش 115 میلیارد و 173 میلیون تومان دست یافتند، درحالیکه مجموع فروش سینماها در بهار سال گذشته به 85 میلیارد تومان رسیده بود. بنابراین بهار 98 نسبت به بهار 97 با رشد فروش 35 درصدی همراه بود. با این وجود از نظر افزایش مخاطب تغییر چندانی حاصل نشد و تنها شاهد رشد 2 درصدی بودیم. در نتیجه بخش اعظمی از این رشد چشمگیر را باید مدیون افزایش قیمت سینماها در روزهای تعطیل دانست.



فیلم‌های مهم و پرفروش بهار 98

متری شیش و نیم (سعید روستایی)

کهن داستان دزد و پلیس در این فیلم به خوبی کار می‌کند. اغراق نیست اگر بگوییم تاکنون هیچ فیلمی در سینمای ما نتوانسته از الگوی فیلم «مخمصه» مایکل مان استفاده کند و تا این حد موفق باشد. هر دو کاراکتر اصلی صمد (پیمان معادی) و ناصر خاکزاد (نوید محمدزاده) که نماینده قطب خیر و شرند به یک اندازه باهوش هستند و عقاید و چارچوب خاص خود را دارند. آنها از آزار دادن یکدیگر لذت می‌برند، یکی برای اعتراف گرفتن و دستگیری خلافکاران بزرگتر و دیگری برای آنکه ثابت کند که قانون توان مبارزه با او را ندارد و بی‌خود نیست که پنج سال پلیس را فریب ‌داده است. بزرگترین دست‌آورد فیلم را باید ساختن یک پلیس واقعی دانست. پلیسی که با بازی درخشان پیمان معادی شخصیتی محکم و قوی دارد و با لحن قاطع و شوخ طبعیِ کنایه‌آمیزش از همان ابتدا جذابیتش را به رخ می‌کشد. 
متری شیش و نیم که اکران نوروز را در اختیار داشت با فروش 27 میلیاردی توانست عنوان پرفروش‌ترین فیلم غیرکمدی تاریخ سینمای ایران و پرفروش‌ترین فیلم سال تا اینجای کار را از آن خود کند.

 

رحمان 1400 (منوچهر هادی)

رحمان ( سعید آقاخانی ) آبدارچی یک شرکت است و پزشک به او اعلام کرده که بزودی از دنیا خواهد رفت. از این جهت رحمان فکری به سرش می‌زند تا از مرگ خود برای خانواده سودی حاصل کند اما... 
این خلاصه داستان فیلمی بود که در کمتر از چهار هفته اکران به فروش بیش از بیست میلیارد دست یافت و پیش‌بینی می‌شد بتواند به رکورد 38 میلیاردی هزارپا برسد اما توقیف ناگهانی فیلم مانع از این رکورد شکنی شد. منوچهر هادی که با کمدی‌هایی نظیر «من سالوادور نیستم» و «آینه بغل» ثابت کرده بود می‌تواند کمدی‌هایی گیشه‌پسند بسازد، با رحمان 1400 دیگر به سیم آخر زد. فیلم پر از شوخی‌های مبتذل و تکیه کلام‌هایی‌ست که نظیرش در فضای مجازی بسیار یافت می‌شود. فیلم فاقد داستان منسجم است و نمی‌تواند از کمدی‌های ماندگار سینمای ایران محسوب شود. البته بازی خوب سعید آقاخانی و بهرام افشاری حسابی مخاطبان را خندانده تا اکثریت راضی از سینما خارج شوند.


سرخپوست (نیما جاویدی)

«سرخپوست» با آن نام عجیبش که به راحتی حس کنجکاوی را تحریک می‌کند، داستان جالبی برای تعریف کردن دارد. داستانی که از دل یک مکان سرد و مخوف می‌آید. از زندان‌؛ جایی که بارها و بارها دست مایه ساختن فیلم‌های مختلف در دنیا بوده است. فیلم‌هایی که تعداد قابل توجهی از آن‌ها به شاهکار تبدیل شدند. سرخپوست درخشان نیست اما تلاشی‌ست ستودنی برای به تصویر کشیدن فاصله کوتاه مرگ و زندگی، انصاف و بی‌انصافی، عدالت و بی‌عدالتی، از دست دادن و بدست آوردن و شک و تردیدی که انتها ندارد. بازی نوید محمدزاده که در نقشی مسن تر از خود ظاهر شده است، یکی از متفاوت‌ترین بازی‌های دوران کاری اوست.



شبی که ماه کامل شد (نرگس آبیار)

«شبی که ماه کامل شد» جدیدترین فیلم نرگس آبیار است که با کسب 9 سیمرغ پرافتخارترین فیلم جشنواره فجر بود. این فیلم یک عاشقانه نا آرام در دل جنگ و خشونت است. خشونتی که در مبارزه با عشق پیروز می‌شود. 
شبی که ماه کامل شد داستانی پرتنش از یک ماجرای ملتهب معاصر است. روایتی‌ ‌واقعی از زندگی فائزه (الناز شاکردوست) دختر جوانی که ناخواسته گرفتار گرفتار گروه‌های تکویری می‌شود. فیلم با وجود اینکه از استفاده افراطی و گاها بی‌منطقِ دوربین روی دست و حفره‌های داستانی رنج می‌برد، توانسته به خوبی احساسات بیننده را درگیر کرده و همدلی مخاطب را برانگیزد و او را وادار کند، با علاقه و هیجان سرنوشت فائزه را پیگیری کند.


ما همه با هم هستیم (کمال تبریزی)

این فیلم که پر بازیگر‌ترین فیلم سینمای ایران لقب گرفته است، در بستری کمدی روایت می‌شود و ماجرای سقوط یک هواپیما همراه با مسافرانی است که رازهای مختلفی دارند؛ راز‌هایی که قرار نیست تا ابد پنهان بمانند.

«ما همه با هم هستیم» در همان آغاز اکران، با فروش 1،950 میلیارد رکورد بیشترین فروش افتتاحیه را از آن خود کرد و فروش هفته اولش به 3 میلیارد تومان رسید اما در هفته دوم با افت فروش شدیدی مواجه شد. 
این فیلم بیشتر از آنکه داستانی را تعریف کند شبیه به یک دورهمی پرخرج ولی لوس و بی‌مزه است که سعی داشته معناگرا جلوه کند و حرف‌های فلسفی و اجتماعی بزند، اما حوصله تماشاگرش را حسابی سر می‌برد. تا جایی که بیننده از خودش می‌پرسد آیا چیزی که روی پرده می‌بیند اصلا فیلم است؟

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها