صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

گزیده نقدهای منتقدین درباره فیلم «قسم» ساخته محسن تنابنده

قسم به کارگردانی محسن تنابنده که در جشنواره فجر نیز مورد توجه قرار گرفته بود، درباره قتل زنی به نام رضوان است که خانواده و اقوام آن به دنبال ثابت کردن قاتل بودن شوهر وی به دادگاه هستند.

قسم


کیوان کثیریان

«قسم» یک فیلم جاده‌ای پرکاراکتر است. این شلوغی گرچه اقتضای لوکیشنی است که انتخاب شده و به پررنگ شدن تم قضاوت و مایه‌های پلیسی، معمایی فیلم کمک کرده ولی گاهی حضور این همه کاراکتر در فضای محدود که همه هم حرف می‌زنند و نظر می‌دهند و اکثرشان قصه‌ای هم دارند، باعث سرسام و سردرگمی می‌شود. قرار است پازل ماجرا را تک تک شان با حرف‌هایشان و اطلاعاتشان تکمیل کنند و این کار را سخت می‌کند. در نیمه اول، فیلم موضوعی را طرح می‌کند که موفق نمی‌شود اهمیتش را به ما بقبولاند. پیچ‌های داستان نیز به همین دلیل چندان تکان‌دهنده از آب درنمی‌آیند. بیست دقیقه آخر فیلم اما جذاب و پرکشش است. یک صحنه تصادف خوب دارد و ضربه نهایی را هم خوب می‌زند. بازی حسن پورشیرازی هم قابل توجه است. فیلم، برای محسن تنابنده در حوزه کارگردانی فیلم امیدوار کننده‌ای است.

فریبا اشوئی
قسم در یک کلام فیلم خوب وکاملی است.این فیلم دومین اثرتنابنده در مقام کارگردانی بعد ازفیلم گینس(۱۳۹۴) است.موفقیت فیلم درنگاه اول مدیون فیلمنامه آن است.استارت اولیه داستان از توصیف یک مجهول کلید می خورد.پس از این استارت است که رابطه کاراکترها یک به یک بامجهول اصلی داستان مشخص می شود.مجهولی که با ورود شخصیت های شناسنامه دار ورابطه علل ومعلولی اشان بایکدیگرو کلیت ماجرا ،کم کم هویت اصلی وضبط وربطشان با شیرازه روایت معلوم می گردد.روایت با الگویی ریتم دار برای مخاطب بازگو می شود.ریتمی سینوسی که باطرح موضوعی معمایی آغاز وبا چینش و پرداخت فراز وفرودهای آن(تولید موضوع وبسط)در طول ۹۰ دقیقه ادامه یافته و با یک فرود غیرقابل پیش بینی به سرانجام می رسد.پی رنگ اصلی متوجه یک رویداد تلخ ،در بطن یک خانواده وارزیابی تبعات آن رویداد در احوالات آدم های مرتبط با آن است. اما ایده وپیام فیلم که در محتوای آن تنیده شده ،بر یک عبارت اخلاقی ساده “فاصله دروغ وواقعیت ناچیز است”تاکید دارد.همه آنچه را که مخاطب به عنوان اطلاعات داستان به آن نیاز دارد را تماما در دیالوگ هاوتبادلات وتقابلات شخصیت ها(اعضای خانواده)بدست می آورد.هم سفران داستان،در حقیقت کلونی همانند سازی شده از جامعه را به تصویرمی کشند.اهداف ودیدگاه شخصیت ها،در قبال موضوعی که برای آن هم قسم شده اند،عیان می شود.

فرزانه متین
قسم یک فیلم جاده ای محسوب می شود که ما در طی یک سفر بارها و بارها قضاوت می کنیم، داور می شویم ، حق را از باطل تشخیص می دهیم غافل از آنکه هر آنچه می پنداشتیم در انتها نقش بر آب می شود و تنابنده از مخاطب همین را می خواهد.همذات پنداری و در نهایت درگیر شدن با مقوله‌ی قضاوت.در واقع یکی از نقاط قوت کارگردان این بوده که وجدان مخاطبش را درگیر کند و او را هم در این داوری دخیل کند تا به او بگوید برای آن چه که نمی تواند ببیند و شواهد وجود ندارد، حکم صادر نکند.
عدم قضاوت وپیش داوری در سینمای ایران با اصغر فرهادی آغاز شد.آن هنگام که تماشاگر با دیدن فیلم چهارشنبه سوری ، همه ی تقصیرها را بر گردن هدیه تهرانی می اندازد و او را شکاک و بد دل می داند در صورتی که در دقایق انتهایی، فیلم با چرخشی ۱۸۰ درجه باعث بهت مخاطب می شود و به تماشاگر می گوید دست از قضاوت بردارد وحالا محسن تنابنده با یک پایان بسته، این نگاه را تر وتمیز به مخاطبش هدیه می دهد.
این درام پیچیده و پرتنش پر از گره است که تا انتها یکی یکی باز می شود.ریتم فیلم تند است و تنابنده می داند فیلم جاده ای اگر ریتم کندی داشته باشد مخاطب را بی حوصله می کند هر چند که پایان فیلم جذاب باشد از این رو پایان فیلمش را فدای کل اثرش نمی کند.

یزدان سلحشور
اینکه شما، هم فیلم جاده‌ای داشته باشید هم فیلم پلیسی-معمایی، هم اینکه «قضاوت جمعی» را به مبارزه بطلبید، در سینمایی مثل سینمای ایران که خیلی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که جذب مخاطب خاص و عام، ممکن است اگر… یک دام است پیشِ کارگردانِ بااستعداد اما فاقدِ امضای هنری.
محسن تنابنده، بازیگر خوبی‌ست؛ نویسنده خوبی هم هست اما به نظر می‌رسد به همان اندازه که در این دو حوزه موفق است در کارگردانی موفق نیست. «قسم» می‌توانست به موفق‌ترین فیلم امسال بدل شود اگر تنش‌های درست و رو به ازدیاد فیلمنامه، به همان اندازه، در کارگردانی تنابنده هم منعکس می‌شد. انتخاب مهناز افشار برای این نقش، یک اشتباه استراتژیک بود انتخابی که برای موفقیت در گیشه صورت گرفت و انصافاً هم افشار تمام توان‌اش را برای ایفای این نقش گذاشته اما یک واقعیت مشهود داریم: «برخی بازیگران برای برخی نقش‌ها مناسب نیستند.» افشار، حتی به رغم گریمی که سعی در نازیباکردن وی دارد، هنوز در نقش زنی روستایی که دنبال قصاص قاتل خواهرش است، زیادی شیک و شهری‌ست؛ به همه‌ی این‌ها اضافه کنید که چنین نقشی در فیلمنامه، نیازمند بازیگری بود که علاوه بر «شیک نبودن»، از انرژیِ پنهانیِ در حال انفجاری در بازی برخوردار باشد

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها