صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

یادداشت‌های روزانه جشنواره‌ (3): «عرق سرد» ساخته سهیل بیرقی

عرق سرد با صحنه بستن کفش افروز و آماده شدن او برای ورود به زمین فوتسال آغاز می‌شود این سکانس که بهترین سکانس فیلم است با جزئیات فراوان و به بهترین شکل اجرا می‌شود. بازی خوب باران کوثری تا حد زیادی پرداخت نامناسب شخصیتش در فیلمنامه را جبران می‌کند و بیننده را متقاعد می‌کند کنش ها و واکنش‌های افروز را باور کند. امیر جدیدی نیز با گریم متفاوت خود به خوبی از پس ایفای نقش مجری ریاکار برآمده است.

araghsard

سهیل بیرقی که با اولین فیلمش «من» توانسته بود خود را بعنوان کارگردانی آینده دار مطرح کند، برای فیلم دوم خود به سراغ موضوعی بحث برانگیز رفته است. سوژه‌ای که به راحتی می‌تواند کنجکاوی مخاطب را برانگیزد و او را به سالن سینما بکشاند. فیلم روایتگر داستان افروز کاپیتان تیم ملی فوتسال است. او هنگامی که برای بازی فینال عازم سفر است در فرودگاه متوجه می‌شود ممنوع الخروج شده است.

کارگردان‌ها در مواجهه با چنین سوژه‌هایی معمولا کارِ به ظاهر ساده و در باطن سخت و پیچیده‌ای دارند. ساده از آن جهت که به دلیل به روز بودن و حساسیت موضوع به راحتی می‌توانند بیننده را تحت تاثیر قرار دهند، به ویژه در مواردی مثل فیلم «عرق سرد» که داستان آن برگرفته از اتفاقی واقعی‌ست و مدت زمان زیادی از آن نمی‌گذرد. اتفاقی که جنجال زیادی در فضای مجازی به پا کرد و خاطره‌اش هنوز از ذهن مردم پاک نشده است. در واقع تماشاگران، حرفِ فیلم و نقد اجتماعی آن را می‌پسندند و مشکلات ساختاری فیلم و فیلمنامه را نادیده می‌گیرند. همین امر منجر به تاریخ مصرف‌دار شدن فیلم می‌شود.

عرق سرد با صحنه بستن کفش افروز و آماده شدن او برای ورود به زمین فوتسال آغاز می‌شود این سکانس که بهترین سکانس فیلم است با جزئیات فراوان و به بهترین شکل اجرا می‌شود. بازی خوب باران کوثری تا حد زیادی پرداخت نامناسب شخصیتش در فیلمنامه را جبران می‌کند و بیننده را متقاعد می‌کند کنش ها و واکنش‌های افروز را باور کند. امیر جدیدی نیز با گریم متفاوت خود به خوبی از پس ایفای نقش مجری ریاکار برآمده است.

فیلم در یک سوم ابتدایی خود یعنی معرفی افروز و همسرش و طرح موضوع موفق عمل کند. اما بعد از آن عملا درجا می‌زند و داستان جلو نمی‌رود. صحنه های کشمکش و جدال افروز با فدراسیون، افروز با سرپرست تیم و افروز با همسرش به طور مداوم تکرار می‌شود بدون آن که چیزی به داستان اضافه کند یا اطلاعات جدیدی درباره شخصیت‌ها به ما بدهد. همین تکرارها برای بیننده‌ای که از پایان داستان مطلع است و اگر هم نداند به راحتی می‌تواند حدس بزند، خسته کننده می‌شود. علاوه بر آن هر چه فیلم جلوتر می‌رود دیالوگ‌ها شعاری‌تر می‌شود.

فیلم از جایی ضربه می‌خورد که کارگردان هیچ غافلگیری خاصی برای تماشاگرانش در نظر نگرفته است تا به واقعیت فادار بماند در نتیجه فیلم نمی‌تواند چیزی فراتر از خلاصه داستانش به بیننده عرضه کند.

نویسنده: مونا باغی

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها