صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

یادداشت‌های روزانه جشنواره‌ (5): «ماهورا» ساخته حمید زرگرنژاد

فیلم قصد دارد داستان اصلی‌اش را با یک افسانه‌ی بومی درباره هور و دختر هور جذاب‌تر کند اما کاری که انجام می‌دهد به زور سنجاق کردن داستان فرعی به داستان اصلی‌ست. ماهورا را می‌توان یک ایده‌ی خوب هدر رفته دانست. شنیدن خلاصه داستان فیلم و افسانه دختر هور می‌تواند هر کسی را ترغیب به دیدن آن کند اما فیلم به طرز عجیبی از این داستان جذاب یک فیلم آشفته و خسته کننده ساخته است.

mahoora

داستان اصلی فیلم حمید زرگرنژاد که برگرفته از یک اتفاق واقعی‌ست در زمان جنگ رخ می‌دهد و درباره مردم روستایی‌ست که راضی نمی‌شوند خلبان مجروحی که به آنها پناه اورده را تحویل دشمن دهند.

فیلم قصد دارد داستان اصلی‌اش را با یک افسانه‌ی بومی درباره هور و دختر هور جذاب‌تر کند اما کاری که انجام می‌دهد به زور سنجاق کردن داستان فرعی به داستان اصلی‌ست. ماهورا را می‌توان یک ایده‌ی خوب هدر رفته دانست. شنیدن خلاصه داستان فیلم و افسانه دختر هور می‌تواند هر کسی را ترغیب به دیدن آن کند اما فیلم به طرز عجیبی از این داستان جذاب یک فیلم آشفته و خسته کننده ساخته است.

پلان ها و سکانس‌ها بی‌خودی شلوغ است. فیلم سردرگم است. صحنه‌های اکشن نه خوب ساخته شده‌، نه کارکردی در داستان دارد. صداهای انفجار و تیراندازی بیش از حد بلند است و وقتی با قاب‌ها آشفته فیلم بردار ادغام می‌شود بیشتر آزار دهنده می‌شود. کارگردان به جای ایجاد تعلیق در داستان، شخصیت‌هایش را مجبور می‌کند بیشتر دیالوگ‌هایشان را با داد و فریاد ادا کنند تا بیننده متوجه تنگنایی که آنها در آن گرفتار شدند بشود.

کارگردانی فیلم در قسمتهایی که به افسانه هور می‌پردازد، برعکس باقی سکانس‌های فیلم انقدر تمیز و خوش فکر از آب در آمده که شک می‌کنیم نکند دو نفر فیلم را کارگردانی کرده‌اند. اکثر بازیگران بد انتخاب شدند و بازی‌شان حتی از متوسط خودشان هم پایین‌تر است.

تنها برگ برنده فیلم بی شک بازی کم ‌نقص ساعد سهیلی‌ست. دیگر می‌توان ساعد سهیلی را بازیگر درجه یکی دانست که از پس نقش‌های سخت برمی‌آید و می‌تواند یک تنه چنین فیلمی را نه آنکه نجات دهد بلکه قابل تحمل‌تر کند که همین هم کار بزرگی‌ست. ساعد سهیلی که به راحتی می‌توان دریافت برای لهجه عربی بسیار زحمت کشیده است تنها نقش فیلم است که از تیپ فراتر رفته و به شخصیت تبدیل شده‌است. می‌شود با او همذات پنداری کرد و برای سرنوشتش که به سرنوشت اهالی روستا گره خورده اهمیت قائل شد.

در پایان فیلم شاهد بخش‌های مستندی هستیم که با مردم بومی درباره واقعه‌ای که فیلم بر اساس آن ساخته شده است مصاحبه می‌کند. مصاحبه‌هایی که باعث می‌شود بیشتر حسرت بخوریم که کاش فیلم با فیلمنامه و کارگردانی قوی‌تر به سراغ چنین داستانی می‌رفت.

نویسنده: مونا باغی

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها