صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

رنگِ زردِ مغزهای کوچک زنگ‌زده

«مغزهای کوچک زنگ‌زده» اثر با کیفیت و در حال اکران این روزهای سینمای ایران است که جدا از نقدی که به ایرانی نبودن فضای آن مطرح می‌شود درواقع روایتی کاملا رئالیستی دارد.

مغزها
 هومن سیدی در تازه‌ترین ساخته خود صحنه آرایی، دیالوگ نویسی، بازیگری، لباس و تمامی عناصر سازنده فرم این اثر را واقعگرایانه ترسیم کرده است و تمامی این مصالح به همراه فیلمبرداری درخشان، مغزها را اثری واقع‌گرا تعریف کرده است. اما نقطه عطف مهم این فیلم چیست و کجاست؟

نقطه عطف و مهم این فیلم نه فیلمنامه بلکه روایتی با روساخت رئالیستی است که خواسته یا ناخواسته با جهانی پیوند داده شده که حضور واقعی در جامعه معاصر کشور ندارد و از ترکیب این نقض در فرم و محتوا فیلمی بیرون آمده که باید برایش تشویق نوشت و درباره اش قلم زد.

شاید سازنده، سرزمین کوچک فیلمش را کلاژی چند وجهی از چند محله و روستای حومه تهران بداند، اما واقعیت این است که ترکیب تمامی این آدم‌ها، خیابان‌ها و افعال آنها در یک جامعه کوچک شبیه به حومه یک پایتخت نکته اساسی فیلم و نقطه عطف آن به شمار می‌رود.

ترکیب این موارد که شاید بعضی به غرض و یا به سهو نشان سیاه نمایی بدان الصاق کنند درامی است که در هر جایی نشان از «درد» دارد و وامصیبتا به وقتی که این ها با هم در یک جا جمع شوند. 
این نقطه عطف پُررنگِ زردی که چشم را می‌زند - ما تماشاچی‌ها باید برای لحظه‌ای چشم بگردانیم و باز، زود به پرده برگردیم و ببینیم درد کدام شخصیت بدتر و بیشتر است- از مغزها فیلمی ساخته که به قول سازنده اش بسیاری از فستیوال‌های جهان از فهم آن عاجزند. 

«مغزهای کوچک زنگ‌زده» با ساختاری رئالیستی و نگاهی به درونِ آرمانی دردی دارد که با هشدار عجین است. هشدار به وضعیتی که اگر به همین منوال بماند گریبان ما را می‌گیرد و در فاضلاب زهر غرقمان می‌کند. زهری که می‌تواند روستاها و گوشه‌های پایتختمان را مسموم کند و هیهات از آن زمان که وضع ما شبیه به سکانس‌های مغزهای کوچک زنگ زده شود.

در کجای این جامعه محیط آموزش و پرورش را می‌بینیم؟ جامعه دانشگاهی کجاست؟ بهداشت کجا؟ نشانی از جامعه جهانی کجا؟ عدالت و پلیس کجا؟ مدنیت کجا؟ 

مهم نیست که «مغزهای کوچک زنگ‌زده» محصول خودآگاه کارگردان است یا ناخودآگاه او اما این رنگِ زنگ زده‌یِ زرد هیچ گاه از خاطر نمی‌رود. سیدی در این فیلم نقش قانون، دکتر، دانشگاه، معلم و والی را بازی کرده که در فیلم حضور ندارند. 
اما «مغزهای کوچک زنگ‌زده» هنوز کمی کار داشت و اگر در تعریف دراماتیکش کمی دقیق‌تر بود حتما ماندگارتر و درست‌تر می‌شد. اما با همه ضعف‌هایی که فیلم‌های سینمایی می توانند داشته باشند، «مغزهای کوچک زنگ‌زده» هم سینماست، هم فیلم است و هم دانشگاه.

 سپیده اشرفی (کارشناس فرهنگی)

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها