صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

یادداشت‌های روزانه جشنواره‌ (8): «شبی که ماه کامل شد» ساخته نرگس آبیار

فیلم «شبی که ماه کامل شد» آخرین ساخته نرگس آبیار پس از نفس است. آبیار اینبار هم مثل فیلم‌های قبلی خود به سراغ یک تجربه جدید و سخت رفته است تا داستان عاشقانه‌اش را در محیطی برآمده از خشونت و ایدئولوژی زدگی تعریف کند

شبی


ساختن فیلمی که برگرفته از یک داستان واقعی است به مراتب سخت‌تر از فیلم‌های دیگری است که ما به ازای بیرونی مشخصی ندارد. اما حسنش این است که باعث می‌شود مخاطب به روند قصه و منطق آن به اندازه کافی دقت نکند و آنچه گفته می‌شود را واقعیتی بداند که تصویر شده. در برابر واقعیت هم که نمی‌توان چون و چرا کرد.  فیلم نرگس آبیار نیز دقیقا از همین نقطه ضربه می‌خورد. اگر داستان را از پیش بدانید فیلم برایتان ملال آور خواهد بود.
 فیلم در نیم ساعت ابتدایی خود موفق عمل می‌کند و داستان شکل گرفتن یک عشق را شرح می‌دهد، عشقی که با بازی بسیار خوب هوتن شکیبا و الناز شاکردوست باعث خلق زوجی دوست داشتنی و پرشور می‌شود، تا جایی که مشکوک بودن خانواده پسر در نظر دختر بی‌اهمیت جلوه می‌کند.  

اما در فصل دوم فیلم زن به تدریج احساس خطر می‌کند که خلافکاری ریگیِ معروف به پای شوهرش نوشته شود و تصمیم به ترک ایران می‌گیرند. تهران را به مقصد پاکستان ترک می‌کنند. فصل مربوط به پاکستان باوجود آنکه از نظر فنی بسیار سخت و پرزحمت بوده است از نظر داستانی دچار افت فاحشی می‌شود.

در ابتدای فیلم تصویری از شخصیت عبدالحمید با ویژگی‌هایی همچون اهل شعر و داشتن قریحه سرایندگی و نیز کمک به افراد محروم استان به تصویر کشیده می‌شود که نشان‌دهنده طینت پاک و مهربان اوست؛ از طرفی بارها اشاره می‌کند از اعمال تروریستی برادران خود بیزار است. اما در انتها وی تبدیل به شخصیتی می‌شود که تحت تأثیر و امر برادر افراطی خود است و دربرابر بی‌رحمی او سکوت می‌کند و حتی آرزو دارد خود نیز به آن درجه از بی‌رحمی برسد. پس طبیعتاً در این سیر دگرگون شدن شخصیت عبدالحمید، باید سلسله اتفاقات و یا حداقل مکالماتی رخ دهد تا بیننده از این تحوّل وی قانع گردد و باورپذیر شود؛ نه اینکه صرفاً با در تماس بودن و رفت‌وآمد عبدالحمید با برادرش، وی دچار استحاله شود.


متأسفانه فیلم در روند به نمایش گذاشتن دگرگون شدن عبدالحمید کاملاً ناقص عمل می‌کند. در عین حال در  فیلم رفتارهایی از او سرمی‌زد که با یکدیگر در تضادند که گویی هنوز خود نیز به قطعیت نرسیده است و دچار دوگانگی‌ست. از سویی هنگام دعوای فائزه (با بازی الناز شاکردوست) با وی، او پریشان می‌شود و اشک می‌ریزد، که نشانه‌ای است از ناراحتی و پشیمانی او از اتفاق رخ داده برای شهاب (برادر فائزه)؛ و از سوی دیگر دست به اقداماتی می‌زند که نشان از تندروی وی دارد، مثل ارتکاب قتل فائزه، از جهاد صحبت کردن و پرستش خوی جنگطلبی برادرش.

یکی دیگر از ضعف‌های فیلم و شخصیت‌پردازی آن این است که با کاراکترهایی زائد در فیلم مواجهیم؛ کاراکترهایی که حتی حذف شدن آن‌ها از فیلم، ضربه‌ای به قصه نخواهد زد. پدر ناتنی، مادر و حتی برادر فائزه از جمله شخصیت‌هایی هستند که در حد یک تیپ باقی می‌مانند و در قصۀ فیلم نیز عملاً اثرگذاری خاصی ندارند. خشونت فیلم نیز بیشتر از آنکه تنفر از گروه‌های تروریستی را بیشتر کند باعث می‌شود قبح آن از بین برود و خشونت دیگر تاثیر درستش را بر تماشاگر نگذارد.

بازی‌های «شبی که ماه کامل شد» را می‌توان مهمترین  نکته مثبت آن دانست. درخشش الناز شاکردوست و هوتن شکیبا برگ برنده فیلم است. و آنچه بیشتر از همه تماشاگر را شگفت زده می‌کند بازی فرشته صدرعرفایی است که به اندازه‌ای خوب است که باید نیمی از فیلم بگذرد تا او را بشناسید و بفهمید نابازیگر نبوده است.

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها