صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

سه فیلم از بهترین روانی‌های تاریخ سینما ساخته استنلی کوبریک

در این یادداشت به بهانه تولد استنلی کوبریک به مرور سه فیلم مطرح او پرداخته‌ایم. فیلم‌هایی که سه تا از بهترین روانی‌های تاریخ سینما را به ما معرفی می‌کند.

کوبریک
استنلی کوبریک یکی از معروف‌ترین کارگردانان سینما بود که فیلم‌هایش همواره موافقان و مخالفان زیادی داشت. موافقان خلاقیت او را در انتخاب سوژه‌های بکر و پرداخت عالی ستایش می‌کردند و مخالفان با روند کند و ابهام و پیچدگی غیرعادی فیلم‌هایش مشکل داشتند. اما آنچه مسلم است کوبریک را باید در زمره کارگردانان پیشرو و مولف دانست که با نگاه تیزبین خود ایده‌هایش را انتخاب می‌کرد و با جسارت آن‌ها را می‌پروراند همین امر از او کارگردانی ساخته بود که فیلم‌هایش فراتر از مکان و زمان مخاطبانش را حیرت‌زده می‌کند.

پرتقال کوکی

پرتقال کوکی (1971)
این فیلم داستان الکس نوجوان شروری‌ست که از اذیت و آزار دیگران لذت می‌برد. وی به زندان می‌افتد و تحت آزمایشی عجیبی به نام درمان لودوویکو قرار می‌گیرد که طی آن او را با چشمانی که با گیره باز نگه داشته شده‌اند جلوی نمایشگری می‌گذارند و برای او فیلم‌های خشونت آمیزی از کشت و کشتار نازی‌ها و قتل و تجاوز همرا با سمفونی نهم بتهوون که خود الکس عاشق آن بود پخش می‌کنند. پس از مدتی الکس که خود از اعمال خشونت آمیز لذت می‌برد در اثر تماشای این فیلم‌ها از خشونت بیزار می‌شود و حتی با فکر کردن به اعمال سابق خود به وحشت می‌افتد و همین امر در ادامه از او شخصیت مفلوکی می‌سازد که دیگر حتی قادر به دفاع از خود در برابر وحشیگری دیگران هم نیست. فیلم آشکارا به قدرت حکومت اشاره دارد که چطور با شستشوی مغزی انسان ها در پی برقراری نظم و تحکیم قدرت خود هستند.
الکس پرتقال کوکی سرشار از تناقضاتی نیز هست. گاهی تبدیل به کودکی چهار ساله می‌شود و گاهی نیز در هنگام دعوا درنده خو می‌گردد. از طرفی از سمفونی نهم بتهوون به عنوان یک اثر جاودانه و آرامش بخش لذت می‌برد و از طرف دیگر به زنان به صورت وحشیانه تعرض می‌کند. در واقع همین تناقضات شخصیت الکس را شکل می‌دهند و تماشاگر مجاب می‌شود تا با دنبال کردن سرنوشت او با تفکر کوبریک راجع به خشونت نیز همراه شود. کوبریک در پرتقال کوکی به شکلی حرفه‌ای عقیده خود را به خورد مخاطب می‌دهد. 
با مخاطب صحبت می‌کند و سعی می‌کند انسانیت را در اوج نمایش حیوانی به مخاطب نشان دهد. کوبریک اعتقاد دارد کمی خشونت برای انسان بد که نیست لازم نیز می‌باشد. او از جوامعی که سعی در کنترل بیش از حد دارند می‌نالد و اعتقاد دارد اگر انسان از خود اراده‌ای نداشته باشد که به سمت کار خوب برود یا بد و تنها راه پیش رویش راه خوب باشد این کار او هیچ فایده‌ای ندارد. انتخاب راه درست و دوری از رذیلت‌های اخلاقی وقتی قابل دفاع است که شخص با آگاهی کامل به سراغ آن برود و قدرت انتخاب داشته باشد.


درخشش
درخشش (1980)
درخشش شاهکار استنلی کوبریک از متفاوت‌ترین آثار ژانر وحشت است که نگاهی روانشناسانه دارد. این فیلم با اینکه بیش از چهار دهه از زمان ساختش می‌گذرد برای تماشاگر امروزی نیز جذاب است. 
جک تورنس که یک نویسنده است تصمیم می‌گیرد برای مدتی همراه همسر و پسر خود در هتلی خالی از مسافر اقامت کنند تا داستان نیمه کاره اش را تمام کند. جک رفته رفته دچار اختلالات روانی می‌شود و سر و کله شخصیت‌های عجیب و غریبی هم در هتل پیدا می‌شود که لحظات ترسناک و نفسگیری را برای تماشاگر رقم می‌زند. ارزش این فیلم زمانی مشخص می شود که می بینیم مثل خیلی از فیلم های نوین از عناصر ماورا طبیعی مثل جن و شیطان و امثالهم برای ترساندن استفاده نکرده است…موقعیت نا مناسب شغلی جک، همسر نه چندان زیبایش و پسرش که مشکل روانی دارد ( به عقیده ی بقیه و نه در واقعیت ) همه و همه از ابتدا به ما نشان می دهند که یک جای کار می لنگد . انگار همه چیز دست به دست هم داده تا این زندگی خراب شود و همه چیز به اتاق ۲۳۷ ختم می شود ، نمادی از نابودی . جایی که گویا قتلی اتفاق افتاده است و ما از اول تا آخر فیلم چیزی از آن نمی فهمیم .  البته چیزهایی که پسرک با قدرت خارق العاده اش می بیند و از همه مهم تر صحنه ی معروف جاری شدن سیل خون در سالن هتل که پیام آور نابودی است و یا صحنه ی کشته شدن دو دختر کوچک سرایدار سابق به دست پدرشان .

سپس ارواح را می بینیم . چیزی که سوالی مهم مطرح میکند این ها واقعا روح هستند !؟ ارواحی که شبانه جشن می گیرند . روی کت جک نوشیدنی می ریزند و حتی در سردخانه را باز می کنند تا او راحت تر بتواند به وظیفه اش در قبال هتل ادامه دهد :مثله کردن همسر و فرزندش که در آخرین صحنه ی فیلم مشخص می شود ، چیزی که به کل داستان را تغییر می دهد.


غلاف تمام فلزی (1987)

این فیلم که از بهترین فیلم‌های جنگی دنیا محسوب می‌شود ماجرایی تکان دهنده در خلال جنگ ویتنام و در یک پایگاه آموزش ارتش آمریکا و بعد از آن در میدان های جنگ در ویتنام را روایت می کند. فیلم تزریق روحیه وحشی گری و جنگ طلبی به سربازان بیچاره آمریکایی و تبدیل کردن آنها به ماشین‌های بی‌رحم آدم کشی‌ را به بهترین شکل به تصویر کشیده است.

«غلاف تمام فلزی فیلمی است درخشان از استنلی کوبریک درباره جنگ ویتنام و از دو بخش اصلی تشکیل شده است. در قسمت اول فیلم شاهد آموزش سربازان آمریکایی در اردوگاه‌های آموزشی هستیم. جایی که آنها زیر بدترین و سنگین‌ترین فشارهای روحی و جسمی قرار می‌گیرند تا از آنان مردانی قاتل درست شود؛ قاتلانی بی‌هیچ حسی از ترحم. در این قسمت فیلم شاهد سختی‌های تمرین و سختگیری‌های مربی‌های آموزشی هستیم؛ تمرینات و آموزش‌هایی که در روح و روان سربازان تاثیر زیادی دارد. تا آنجا که پایان این قسمت از فیلم بسیار تراژیک بوده و با مشاهده اتفاق نهایی که در این قسمت فیلم در اردوگاه می‌افتد بیننده بشدت تحت تاثیر قرار گرفته و شوک‌زده می‌شود.

قسمت دوم فیلم در خط مقدم می‌گذرد. جایی که حالا سربازان آموزش دیده باید با جنگ واقعی روبه‌رو شوند. جنگی که هرچند برای آن آمادگی پیدا کرده بودند ولی به هر حال چیزی فرای تصورات قبلی آنهاست. در اینجا علاوه بر جنگ واقع در میدان‌های خط مقدم، جنگی درونی هم در وجود سربازان صورت می‌گیرد. جنگی برای انتخاب بین خوب یا بد، جنگی برای فهمیدن مفهوم خوب یا بد.

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها