صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

آشنایی با بهترین کارگردانان روس به مناسبت روز فیلم روسیه

امروزه، سینمای روسیه، بسیاری از اِلمان‌های فیلم‌سازی میراث گرفته‌شده از شوروی سابق را با سبک و شیوه مدرن ترکیب کرده، و به این ترتیب، جایگاه مستحکم و قدرتمندی را در دنیای سینما به خود اختصاص داده است. در ادامه به معرفی تعدادی از این کارگردان‌ها و آثار معروفشان می‌پردازیم.

سینمای روسیه

سینمای روسیه نیز مانند ادبیات داستانی این کشور فیلم‌های بسیاری با مضامین متنوع انسانی دارد که توانسته در سراسر جهان طرفداران خاص خود را مجذوب خود کند و از دوران شوروی تاکنون شمار زیادی از کارگردان‌های روس زیادی بودند که با ساخت فیلم‌های اسرارآمیز، عرفانی، روان‌شناختی و طنز کنایه‌آمیز که عموما فضایی سرد غم‌انگیز داشته‌اند شهرتی جهانی پیدا کنند.

امروزه، سینمای روسیه، بسیاری از اِلمان‌های فیلم‌سازی میراث گرفته‌شده از شوروی سابق را با سبک و شیوه مدرن ترکیب کرده، و به این ترتیب، جایگاه مستحکم و قدرتمندی را در دنیای سینما به خود اختصاص داده است. در ادامه به معرفی تعدادی از این کارگردان‌ها و آثار معروفشان می‌پردازیم.

آندری تارکوفسکی

 تارکوفسکی را یکی از بزرگترین کارگردان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سینمای معاصر جهان و از شاعران بزرگ سینما در تمام دوران‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها می‌دانند. آثار تارکوفسکی استوار بر دو تم اساسی است که یکی حدیث‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نفس و دیگری سویۀ معنوی آثار اوست.
 تارکوفسکی به‌غیر از دو فیلم، تمامی آثارش را در روسیه ساخت که اکثرا مضامین متافیزیک و در رابطه با مسیحیت هستند. نخستین فیلم بلندش را در سال 1962 باعنوان «کودکی ایوان» ساخت. «تارکوفسکی» با این فیلم به شهرت جهانی رسید و 15 جایزه از جمله شیر طلای «ونیز» را کسب کرد. وی اگرچه تنها هفت فیلم بلند ساخت، اما کارنامه سینمایی‌اش سرشار از جوایز و افتخارات سینمایی است که کسب 9 جایزه از جشنواره کن، جایزه بافتا بهترین فیلم خارجی و شیر طلای ونیز تنها بخشی از کارنامه اوست. «زندگی آندری روبلف»، «سولاریس»، «استاکر»، «نوستالژیا» و «آینه» معروفترین ساخته‌های او هستند.


یکی از شاهکارهای تارکوفسکی فیلم آینه (۱۹۷۴) است. آینه یکی از زیباترین حدیث‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نفس‌های‌ تاریخ سینماست. تصاویر فیلم چنان‌ است که گویی خاطرات تارکوفسکی‌ را در رؤیایی سحرانگیز شاهد هستیم. تارکوفسکی عمداً توالی زمانی خاطرات را بر هم می‌ریزد، درست مانند این است که تکه‌های زمانی گذشته را بین خواب و بیداری به یاد می‌آوریم.



سرگئی آیزناشتاین

«سرگئي آيزنشتاين»، کارگردان و تئوريسين بزرگ سينماي شوروي بود كه در 23 ژانويه 1898 به دنيا آمد. وي در 6 سالگي در سفري که با پدرومادرش به پاريس داشت براي اولين‌بار با سينما آشنا شد. از همان کودکي به نقاشي علاقه زياد داشت و تا پايان عمر هم اين علاقه از بين نرفت. در 17 سالگي به خواست پدرش به انستيتو مهندسي عمران شهر «پتروگراد» رفت تا شغل پدرش را ادامه دهد، اما طي دوران تحصيل ساعات فراواني را در سالن تئاتر و سينما گذراند.
وي معتقد بود، «اگر انقلاب اکتبر نبود، نمي‌توانست آن سنتي را که وي را مجبور مي‌كرد شغل پدرش را ادامه دهد بشکند. توانايي شکستن اين سنت در او وجود داشت، اما فقط انقلاب اكتبر بود كه اين آزادي را به او داد تا سرنوشت‌اش را به دست بگيرد.» 
وي هدف‌اش در سينما را خلق «هنري انقلابي بدون مصالحه» و «وارد کردن ضربات پي‌درپي به آگاهي و احساسات تماشاگر عنوان» كرد.


آيزنشتاين اولين فيلم بلند خود با نام «اعتصاب» را در سال 1924 ساخت. اين فيلم از منتقدين «اولين اثر انقلابي سينماي شوروي» لقب گرفت. يکي از خصوصيات برجسته اين فيلم كه از ويژگي‌هاي منحصر به فرد سينماي «آيزنشتاين» نيز است اينکه به جاي روايت ماجراي قهرمان‌هاي فردي، تلاش مي‌كرد تا با قهرمانان جمعي کار کند و اين در هماهنگي کامل با مضمون فيلم‌هاي او يعني رخدادهاي تاريخ انقلاب روسيه بود.«آيزنشتاين» به دنبال شيوه‌هاي جديد براي فيلم‌برداري و تدوين فيلم بود. «تئوري مونتاژ» او که اهميت و شهرت جهاني يافت، محصول همين تلاش‌ها است. وي مي‌گفت: «براي من مونتاژ صرفا به هم چسباندن صحنه‌هاي فيلم‌برداري شده متوالي نيست، بلکه كنارهم قراردادن دو صحنه مستقل است تا به اين ترتيب معناي جديدي از مجموع دو صحنه در ذهن بيننده حاصل شود.»
وي در سال 1925 فيلم «رزم‌ناو پوتمکين» را ساخت که شهرت جهاني پيدا کرد.



آندری زویاگینتسف

آندری زویاگینتسف طی نخستین حضورش در عرصه فیلم‌سازی، با ساخت «بازگشت» روایتی عرفانی و موجز، میراث‌دار آندری تارکوفسکی لقب گرفت و با کسب شیر طلایی ونیز کارگردانش را به شهرت رساند. داشتن داستانی مبهم و سمبلیک با مضامینی از انجیل، فیلم «بازگشت» را به یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای روسیه بدل کرده است.


یک روز صبح، ایوان جوان و آندری ناگهان از دیدن پدرشان که بیش از یک دهه و بی‌خبر آن‌ها را ترک کرده بود، غافل‌گیر می‌شوند. پدر به آن‌ها پیشنهاد می‌دهد که با هم به ماهی‌گیری بروند. آندری، پسر بزرگ‌تر، از این تجدید دیدار شوق‌زده است، اما برادر کوچک‌تر، برخلاف او، از پدر خشمگین است. فیلم و پایان عجیبش را می‌‌توان تلویحی از روسیه تحت ریاست پوتین قلمداد کرد که بی‌پروایانه، ارتباط بین حکومت و کلیسای اُرتودکس را به تصویر می‌کشد.
فیلم‌های النا، لویاتان و بی‌عشق دیگر فیلم‌های این کارگردان بوده اند که مورد توجه منتقدان و مردم سراسر جهان قرار گرفتند.

 

الکساندر سوکوروف

 آلکساندر نیکلایویچ سوکوروف برای علاقه‌مندان به سینمای هنری در ایران بسیار شناخته شده است. سینمادوستان او را با فیلم‌هایی مانند «کشتی روسی»، «فاوست»، «مادر و پسر» و «پدر و پسر» می‌شناسند. «کشتی روسی» (۲۰۰۲) که اولین بار در جشنواره کن نمایش داده شده، درامی تاریخی است که در کاخ زمستانی موزه آرمیتاژ سنت پترزبورگ گرفته شده و کل فیلم در یک نمای بلند و بی‌وقفه اتفاق می‌افتد.  


«فاوست» (۲۰۱۱) برنده جایزه شیر طلایی بهترین فیلم جشنواره ونیز، مهمترین جایزه قدیمی‌ترین و یکی از معتبرترین جشنواره‌های سینمایی دنیا، فیلمی است با الهام از نمایشنامه مشهور گوته که چهارمین از آثار چهارگانه (تترالوژی) سوکوروف درباره آثار فسادآور قدرت سیاسی محسوب می‌شود. سه فیلم دیگر این چهارگانه عبارتند از «مولوخ» (۱۹۹۹) که نگاهی دارد به زندگی هیتلر دیکتاتور آلمان نازی، «توروس» (۲۰۰۱) درباره زندگی لنین رهبر انقلاب روسیه، و «خورشید» (۲۰۰۴) درباره هیروهیتو امپراتور پیشین ژاپن.

 

الکسی بالابانوف

 الکسی بالابانوف در 25 فبریه سال 1959 به دنیا آمده است و در 18 می سال 2013 از دنیا رفته است، او یک فیلم ساز معروف روسی بود. بیشتر شهرت او به ساخت فیلم " برادر" در سال 1997 بر میگردد که برای او شهرت زیادی در روسیه به همراه آورد. اگرچه فیلم های بعدی او هم آنقدر شوک آور بودند که باعث شود او به عنوان یک کارگردان کالت در بین دوستداران جدی سینما معرفی شود.


«محموله» دیگر فیلم مطرح اَلکسی بالابانوف بود که فیلم‌های خود را براساس دوره‌های مختلف تاریخی می‌سازد. فیلم «محموله 200» شوروی سال 1984 را از نگاه قاچاقچیان شب، به تصویر می‌کشد. بالابانوف تاکید کرده که قصد نداشته فیلمی در ژانر وحشت بسازد، اما بی‌رحمی و خشونت اعمال‌شده در این فیلم، آن را تا حدی آزاردهنده کرده است. در این فیلم، یک استاد دانشگاه بی‌خدا و در عین حال متواضع، برای دیدار با برادرش، از شهر لنینسک به لنینگراد سفر می‌کند. بعد از آسیب دیدن اتومبیلش در طول مسیر، با زوج جوانی ملاقات می‌کند. او درنهایت وارد مزرعه قاچاقچیان می‌شود.



آندری کراوچوک

آندری کراوچوک تا سال ۲۰۰۱ به کارگردانی فیلم‌های تلویزیونی مشغول بود. ایده ساخت «ایتالیایی» فیلمی که نام کراوچوک را بر سر زبان‌ها انداخت به سال ۱۹۹۹ بر می‌گردد؛ زمانی که بحران اقتصادی روسیه باعث شده بود تا بسیاری از پرورشگاه‌ها تعطیل شده و کودکان یتیم در خیابان‌ها رها شوند. فیلمنامه‌نویسی به نام آندره رومانوف خبری را در یکی از روزنامه‌های روسیه خواند در مورد کودکی که به دنبال پیدا کردن مادر واقعی خود رفته است. کراوچوک پیش از آن یک فیلم کوتاه مستند در مورد پرورشگاه‌ها ساخته بود و رومانوف ایده تولید فیلمی بر اساس این داستان را با او در میان گذاشت. فیلم ایتالیایی با الهام از این ماجرا به کارگردانی اندری کراوچوک و با فیلمنامه‌ای از آندره رومانوف که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، ساخته شده است.
 به نظر می‌رسد «ایتالیایی» بیشتر قصد دارد تا چهره روسیه معاصر را به تصویر بکشد تا اینکه داستان کودک گمشده‌ای را که در جستجوی مادرش است، روایت کند. ما در این فیلم فقر، فساد، خانواده‌های از هم پاشیده و موسسات بحران‌زده را می‌بینیم. این فیلم به طور کلی در مورد زندگی در شهرستان‌های روسیه است. زندگی در شهرهای بزرگی مثل مسکو یا سنت پترزبورگ کاملا متفاوت از زندگی در شهرستان‌هاست. جایی که نه شغلی هست، نه آینده و نه امید. به نظر می‌رسد همه مردم مثل کودکان پرورشگاهی فراموش شده‌اند. انگیزه‌ای ندارند تا برای زندگی خود بجنگند یا تلاش کنند تا زندگی‌شان را تغییر دهند. فقط زندگی خود را می‌پذیرند و امیدوارند شخصی بیاید و مشکلاتشان را حل کند. در چنین فضایی «وانیا» یک قهرمان واقعی است. او در مقابل همه می‌ایستد و برای به دست آوردن مادر خود تلاش می‌کند.

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها