صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

سیمای سرکوب شدگان/ یادداشتی بر فیلم «عامه پسند»



سیمین خانم، اینبار57 ساله است و 28 سال تحت حصر خانگی یک مرد. مردی که (مثل تمام مردانی که در فیلم صورت ندارند و صدا دارند)، آزاد است تا همچون بنفشه ها برود به هرکجا! (البته با محبوبه جدیدش)! "عامه پسند" حکایت تزریق ژل به زیر پوست جامعه است برای آنکه کارگردان شادابش نشان دهد و وقتی که این کار را می کند آنقدر زخم و دمل و چرک می بیند که پشیمان می شود و دیگر ژل درمانی نمی کند. اومی ماند که با جامعه ای که با هر کسی که می خواهد متفاوت باشد با شمشیر برخورد می کند ، چه باید کرد. شخصیتهای وانهاده ای که اکتیو می شوند و دوباره وانهاده! "عرق سرد"ی لابد بر تن "سهیل بیرقی" نشسته از پس اینهمه رویارویی های نهان و عیان.
"فهیمه" ، فهمیده است اما فهم و شعور کافی نیست.در اینجا آنچه کارگشاست آداب و سنتها و رسومی است که گره می خورد با تعصب و غیرت و مردانگی و مردسالاری. روزگار برای زنی چون او سپری می شود، اما آنچنان که پیش از این هم سپری شده است. زن را در پستوی خانه نهان باید کرد.
فیلم اما یک گام به جلوست. جامعه را می شناسد و حرکتهای زیر پوستی آن را.گروههای بازنده هم را پیدا می کنند، "میلاد" از راه می رسد. خرده فرهنگها با هم متحد می شوند و جان می گیرند اما "افسانه" برتر از واقعیت است. افسانه کافه مدرن را تبدیل به قلیانسرا و پاتوق دودی ها می کند. همه اش دود می شود و می رود هوا.مردی که مرد نیست با زنی که زن با آن مفهوم کلیشه رایجش نیست، محکوم به نبودنند. میلاد خاستگاه جنسیتی اش مطرود جامعه است. زن برتری جویی جنسیتی اش نسبت به مردان مطرود است. این دو اگر چه به مدد هم روزهای خوش شراکت ی را تجربه می کنند اما به سرنوشتی محتوم محکوم می شوند.
زن 57 ساله ای که به حاشیه رانده شده ، در حاشیه هم نمی تواند حیات واجازه حیات داشته باشد. چرا؟ چون بهترین سالهای عمرش را تحت سیطره ای مردانه سپری کرده. سیطره ای که به او اجازه نداده افعال اجتماع و دروغ های جامعه و باورهای غلط را بیاموزد تا سری در میان سرها در بیاورد. تنها باور غلط که بر او مستولی بوده آداب زنانگی در خانه وهمسرداری است.
میلاد دیگر یوگا کار نمی کند. فهیمه دیگر حال وهوای میانسالی برش نمی دارد و افسانه پلمپ شکنی میشود که در آستین جامعه پرورش یافته است. یکی از همانها که هم نوعان خودش را سرکوب می کند. سرکوب.

نویسنده: علی پاکزاد

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها