صفحه اصلی پیگیری خرید جدول فروش فیلمها تفریحی هنر و تجربه تئاتر کمدی تئاتر کودک بازارچه برنامه آینده سینما تخفیف تماس با ما

بیست و یک گرم/ نگاهی به فیلم «قصیده گاو سفید» ساخته بهتاش صناعی‌ها


"قصیده گاو سفید" دومین ساخته بهتاش صناعی ها، فیلمی قابل توجه و به شدت خوش ساخت است. فیلم ایده مرکزی درخشانی دارد و در بسط آن به شدت موفق عمل کرده است.
فیلم روایت گر داستانی ست که شاید کم تر کسی به آن توجه کرده باشد: اعدامی که اشتباهاً صورت گرفته و حالا هر یک از افراد متأثر از این اعدام (چه آمر و چه بازماندگانِ متهمِ بی گناه) به نحوی با این مسئله دست و پنجه نرم می کنند. فیلم داستان جسورانه ای دارد که همین داستانِ غافلگیرکننده، همچون موتوریست در پویایی درام.
آن چه نقطه عطف فیلم را پدید می آورد مواجهه آمران و بازماندگانِ قربانی این اعدام با یکدیگر و پیوند خوردن زندگی هایشان با هم است.
صناعی ها در فیلم خود ضمن ترسیم تبعات قصاص به بسیاری دیگر از مضلات جامعه نیز ورود می کند و به نحوی به اختلالات سیستم قضایی نیز اشاراتی دارد؛ سیستمی که در آن ممکن است قاضی حکم اشتباه دهد، جانی به راحتی آب خوردن گرفته شود و آب از آب تکان نخورد. دلبستگی مینا (مریم مقدم) به قاضی (علیرضا ثانی فر) تاحدودی یادآور فیلم «بیست و یک گرم» است و باید اعتراف کنم که صناعی ها موفق شده است درام خود را با همان جذابیتِ فیلمِ ایناریتو جلو ببرد؛ با این تفاوت که او فضای کار خود را کاملا ایرانی کرده و رفتارها، انگیزه ها، عادات و برخورد کاراکترها با مسایل دلالتی بر همین مدعایند.
از محاسنِ فیلم صناعی ها روشن شدن تدریجی رازهای آدم های آن است. در واقع فیلمساز فیلم خود را خشت به خشت جلو می برد و به همان میزان گام به گام اطلاعات و داده هایی را راجع به زندگی، پیشینه و گذشته ی آن ها آشکار می کند. به همین دلیل است که بخش رمانتیک کار نیز باورپذیر است و توی ذوق مخاطب نمی زند. شاید از همان لحظه اولی که سر و کله رضا به خانه ی مینا پیدا می شود مخاطب بتواند این حدس را بزند که مواجهه ی این دو قطعاً بعد عاشقانه ای به کار خواهد بخشید و ممکن است حتی مسیر فیلم را دستخوش تغییر کند اما جزئیاتی که پذیرش این واقعه را امکان پذیر می کنند به ظرافت در متن کار گنجانده شده اند. فیلم با آن که ماهیتاً کند است و متکی به شخصیت ها، از ریتم نمی افتد. فیلمساز در روایت درامش دچار سکته نمی شود و حرکات حساب شده دوربین و تدوین دقیق و حساب شده نیز به چنین رویکردی دامن می زنند.
از دیگر امتیازات «قصیده گاو سفید» آن است که آدم هایش را به دو قطب مثبت و منفی تقسیم نکرده است. رضا با احساس گناهی مداوم و تمام نشدنی دست و پنجه نرم می کند و مریم نیز به رغم سادگی هایش در نهایت دست به اقدامی غافلگیرکننده می زند. درواقع صناعی ها بیش از آن که مترصد قضاوت شخصیت ها باشد به قوانینی معترض است که انسان ها را در موقعیت دست زدن به چنین اعمالی قرار می دهند.
تنهایی، یکی از زنجیره های اتصال مینا و رضا به یکدیگر است. هر دوی این شخصیت ها با تنهایی های کشنده خود دست و پنجه نرم می کنند که بانی آن خود رضا بوده است؛ البته به صورت کاملا ناخواسته. فیلمساز به تنهایی های این دو به زیبایی ورود می کند تا مخاطب بتواند علت گرایش این دو را به یکدیگر بهتر درک کند.
"قصیده گاو سفید" اجرای تمیزی دارد. میزانسن کار حساب شده است و رویدادها در فیلمنامه در جای درست خود قرار گرفته اند. بازی های فیلم به جا و به اندازه اند و علیرضا ثانی فر با بازی به شدت درونی اما عمیقش نقش را از خود عبور می دهد و تصویر درخشانی را از کاراکتر پیچیده ی رضا ارائه می دهد.
پایان بندی فیلم از دیگر غافلگیری های آن به حساب می آید که به ناگاه شوکی را نیز به مخاطب وارد می کند.
«قصیده گاو سفید» شاید یک شاهکار نباشد اما فیلمی ست که قطعاً بسیار بالاتر از انتظاری که از آن داشتم ظاهر شد و تماشایش مخاطب را پشیمان نخواهد کرد.

نوشته یاسمن خلیلی فرد

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سینماتیکت منتشر می‌شود.

آخرین دیدگاه‌ها